زيارتگاه پير ستي پير یا قلعه اسدان
| ستي پير زيارتگاه زرتشتيان |
|
|
روز اشتاد ايزد از ماه خورداد ( ۲۴ خورداد ) روز زيارت ستي پير
شهريارهيربد - استاد فريدون جنيدي پژوهشگر و ايرانشناس معاصر ميگويد
ايرانيان بالاترين صفت براي آفريدگار يكتا ، خداوند جان و خرد قايل بودند و به خداوند جان و خرد خيلي عميق و روحاني مي انديشيدند و گفته هردوت رابيان ميدارد كه ايرانيان هيچگونه تصويري يا تجسمي از خداوند يكتا نداشتند و نيايشگاههاي بجا مانده از دوره ساسانيان به حدي ساده و روحاني نشان مي دهد كه فقط توجه به آفريدگار بوده است.
پير ستي پير در شمال مريم آباد يزد قرار گرفته و همه ماهه به روز اشتاد ايزد بخصوص در ماه خورداد ( 24 خورداد) زرتشتيان در پير ستي پير حضور مي يابند و پس از نيايش خداوند با سورگ ( نان روغني ) ، پشمك و چاي پذيرايي مي شوند.
در مورد پيدايش پير ستي پير نقل ميكنند است كه ستي يا مه ستي دختر خود مهربانو نوه يزدگرد پادشاه ساساني را از ترس دشمناني كه بدنبال آنها بودند به كيقباد موبد يزد سپرده و براي فرار از دشمن خود را در اين چاه مي اندازد و دشمنان براي بدست آوردن جسد او در چاه و اطراف آن مي گردند ولي جسد را پيدا نمي كنند
و روايت است كه چون زرتشتيان هميشه به زيارت خراسان مي رفتند بخصوص شاهان ساساني بعد از تاجگذاري پياده از تيسفون به خراسان براي زيارت آتشكده آذربرزين مهر مي رفتند ولي بعد از حمله اعراب و ويراني تمام مكان متبركه باز هم زرتشتيان به زيارت خراسان مي رفتند
در آن زمان يكنفر زرتشتي بقصد مشهد رفته و در آنجا چون اگاه شدند كه وي زرتشتي است و بر خلاف شرع مي دانستند كه نمي بايست به زيارت برود از اين رو حكم قتل او را براي صبح روز بعد صادر ، شب او را به زندان انداختند
فرد زرتشتي در حاليكه شب تا صبح خيلي ناراحت و به درگاه خداوند دعا مي كرد تا اينكه چند دقيقه بخواب ميرود و در خواب چند نفر با لباس سفيد و سبزمي بيند كه بر سر او ايستادند و به او مي گويند ما تمامي با هم يكي هستيم دعايت مستجاب شد چشمت را باز كن و در اين مكان مقدس زيارتگاهي بساز.


مرد چون چشم باز مي كند خود را بر سر جاهي مي بيند بلند شده و وحشت زده فكر مي كند . چون زرتشتيان درآن زمان اجازه هيچ نوع ساختماني نداشتند به يكي از مجتهدان بزرگ يزد مراجعه و سرگذ شت خود را ميگويد . ايشان نيز از مجتهد مشهد در اين مورد سوال و چون حقيقت داشته به او اجازه ساخنمان مي دهند و اين مكان را بر سر اين چاه بنا مي كند كه به ستي پير و قلعه هستندان مشهور مي شود
در بینش اشوزرتشت خداوند را باید در روشنایی جستجو کرد پس هر زرتشتی به هنگام نیایش رو به سوی روشنایی می کند، هرگونه روشنایی درنماز تفاوتی ندارد . نور خورشید ، ماه ، چراغ که یکی از آنها نیز می تواند روشنایی آتش باشد . از سوی دیگر ایرانیان باستان ، آتش را نماد موجودیت خود یا نمادی از هویت ملی خودیا اجاق می دانستند و به آن افتخار می کردند زیرا آتش از بین برندة ناپاکی ها و روشن کنندة تاریکی ها است ، گرما و انرژی آتش چرخ های صنعت و پیشرفت را به چرخش می آورد و آتش درونی انسان اندیشه او را به خـردِ بی پایان اهورایی پیوند میدهد ، پس زرتشتیان به پیروی از نیاکان خود همچنان آتش را در آتشکده ها پرستاری می کنند تا یادآور پویایی روشنایی در هستی باشد .زرتشتیان آتشکده ها را درِمهر یعنی راه ورود مهربانی ها می دانند ومحلی است برای پیمان بستن دو دلداده چون پاک وبی آلایش می دانند.