شگفتی های اندیشه اشوزرتشت
شگفتی های اندیشه اشوزرتشت از زبان موبد اردشیر خورشیدیان :
موبد دکتر اردشیر خورشیدیان درنشست هفتگی بنیاد فرهنگی جمشید از شگفتی های اندیشه اشوزرتشت سخن گفت.
فرنشین پیشین انجمن موبدان تهران در این برنامه که پسین یکشنبه ۱۷ اردیبهشت ماه برگزار می شود در ابتدا گفت آنچه که در مورد اندیشه های اشوزرتشت حائز اهمیت است آنست که اشوزرتشت پیامبر بوده که به این حقایق رسیده است و آن را به بشریت اعلام کرده است. نخستین ویژگی پیام اشوزرتشت آنست که حدود ۳۵۰۰ سال پیش پی برد انسان صاحب اندیشه(م...نه) است چیزی که تازه ۲۰۰-۳۰۰ سال است که بشر به آن پی برده و در اشعار شعرای نامی ایران نظیر مولانا و فردوسی بدان اشاره شده است. مسئله ای که دکارت نیز بدان اشاره می کند و می گوید من می اندیشم پس هستم اشوزرتشت نیز دریافت و کشف حقیقت را به اندیشه آدمی واگذار کرده آنهم«اندیشه روشن» و مفهوم اندیشه روشن یعنی اندیشه آگاه و بیدار و هوشیار. و انسان بواسطه قدرت اندیشه است که توانایی ابداع و اختراع را دارد و می تواند، نقطه((آ)) و نقطه((بی))،نقطه((سی)) را ابداع کند. همچنین قوانین حاکم بر طبیعت«اشا» را بشناسد و از آن استفاده یا سوءاستفاده کند.
موبد خورشیدیان گفت: اندیشه دو برآیند دارد یک برآیند آن شامل جهان ملموس و فیزیک می شود که به عقل و خرد(منه) ارتباط دارد و برآیند دوم آن شامل دئنا یا همان وجدان است، اندیشه هنگامی ارزشمند است که حرکت کند و خلاق باشد ولی در چهارچوب اخلاق و انسانیت.مسئله دیگری که از شگفتی های اندیشه اشوزرتشت است پی بردن به قانون اشاست قانونی که دقیق، غیر قابل تغییر، جهان شمول و همواره یکسان است.
این پژوهشگر زرتشتی در تبیین جایگاه خرد و وجدان گفت:همیشه و در همه حال باید «وجدان» در کنار خرد باشد وگرنه انسان دزد با چراغ می شود، اندیشه نیک می بایست با گفتار و کردار نیک همراه باشد و گرنه به درد نمی خورد، همیشه باید با آوردن نور بر تاریکی غلبه کرد و با دانش و آگاهی جهل و نادانی را مهار کرد. در اوستا نیز همواره بر اصول انسانی و اخلاق انسانی تأکید شده است نکته دیگری که از ویژگی های اندیشه اشوزرتشت است پی بردن به«دو گوهر همزاد ولی متضاد» است، همان دو گوهری که باعث حرکت و پویش و جنبش و زایش در جهان هستی می گردد، نکته ای که دانشمند معروف انیشتن نیز به آن اشاره می کند اینست که«جهان قابل درک است» یعنی بر جهان هستی چنان قانون منظم و بسیار دقیق و جهان شمول و همواره یکسانی حکمفرماست که می شود طبیعت را با ریاضیات به بند کشید.
نویسنده کتاب جهان بینی اشوزرتشت یکی دیگر از ویژگی های اندیشه اشوزرتشت آنست که خدا را«اهورامزدا» نامید یعنی ابردانای هستی بخش به بیانی دیگر«مزدا را اهورا دانست و انگره را من» یعنی هر اتفاقی که در جهان می افتد علمیست و باید رخ دهد و هیچ اتفاقی در جهان بی دلیل و دیمی رخ نمی دهد و بد نیست نکته دیگری که در اندیشه اشوزرتشت حائز اهمیت است مسئله«جبر و اختیار» است به اینگونه که عمل اختیاریست ولی عکس العمل جبر است نکته ای که در اینجا بسیار اهمیت دارد اینست که«جبر نیز تابعی از قانون اشاست»و جبر طبیعت نیز دقیقا بر اساس قانون اشا رفتار می کند و کاملا قابل محاسبه است، بنابراین پاسخ طبیعت جبر است ولی قانونمند نیز هست و عشقی رفتار نمی کند. واکنش در جهان فیزیک سریع است ولی در دنیای متافیزیک سریع نیست.
موبد خورشیدیان بار دیگر به مبحث خرد و وجدان اشاره کرد و خاطرنشان ساخت اگر وجدان«دئنه» در کنار خرد نباشد منافع ملی و مذهبی بر منافع انسانی ارجح می گردد، در اینجا«باور»نقش بسیار مهمی دارد که مصالح ملی و مذهبی بر مصالح انسانی برتری نداشته باشد. همچنین در بیان مفهوم اشویی گفت: یعنی«استفاده از قانون اشا درجهت استقرار نیکی» به بیان دیگر«راستی باید بر اساس خرد و وجدان باشد».
وی دلیلی که سبب شده اندیشه ها و باورهای اشوزرتشت ماندگار و پایدار در طول قرون و اعصار باقی بماند آنست که تزهای فکری اشوزرتشت هم«اخلاقی» و هم«علمی» است در این راستا آموزش و شناخت اهمیت بسیار دارد همگی انسانها باید بیاموزند که:«خوشبختی از آن کسی است که در پی خوشبختی دیگران باشد» چیزی که اهمیت دارد«انسان شدن و انسانی زندگی کردن» است نه زرتشتی شدن، گاتها می فرماید:«از زمره کسانی باشیم که جهان را به پیشرفت و آبادانی و جهانیان را به راستی و نیکی رهنمون میسازند» و در بخش دیگری از سخنانش گفت:یکی از بدبختی های جامعه بشری خردگرایی صرف و نادیده انگاشتن وجدان است دروغگویی بزرگترین آفت بشری و راستی بزرگترین ارزش بشمار میرود. «راستی باید درجهت اندیشه نیک و کشف قانون اشا در جهت اشویی باشد» ما انسانها باید اشا را درک کنیم ولی در جهت اشویی و نیکی . موبد خورشیدیان در تبیین جایگاه اشون و دروند گفت:اشونها و دروندها هر دو گروه حقیقت را میدانند ولی تفاوت در اینست که اشون با شناخت قانون اشا در جهت راستی و نیکی و سازندگی و پیشرفت جهان گام برمیدارد ولی دروند در جهت تخریب و کاهنده و به تباهی کشاندن جهان حرکت میکند.
موبد دکتر اردشیر خورشیدیان در بخش پایانی سخنانش گفت: گاتها شعار نیست،پند و اندرز نیست،بلکه کشف یکسری حقیقت است و اعلام آن به بشریت. گاتهای اشوزرتشت دستور درست زندگی کردن است. «خرد و جدان باید در طراز با همدیگر باشد» و«هیچ کس نیز بر کسی برتری ندارد» با اینچنین تفکری بود که در دوران شاهنشاهی هخامنشیان کوروش بزرگ برده داری را ممنوع کرد و استوانه حقوق بشر را حدود ۲۵۰۰ سال پیش نگاشت این علیرغم این مسئله است که در آن روزگار برده داری امری شایع و مرسوم بوده و هر حاکمی بر پیشبرد حکومتش برده داری میکرده بنابراین میتوان نتیجه گرفت نظام فکری اشوزرتشت در کوروش بزرگ هخامنشی تأثیرگذار بوده است. اشوزرتشت در گاتها میفرماید:«با بهترین اندیشه و گفتار و کردار ستایش هایم را به درگاه تو ای اهورامزدا پیشکش میکنم».
موبد دکتر اردشیر خورشیدیان درنشست هفتگی بنیاد فرهنگی جمشید از شگفتی های اندیشه اشوزرتشت سخن گفت.
فرنشین پیشین انجمن موبدان تهران در این برنامه که پسین یکشنبه ۱۷ اردیبهشت ماه برگزار می شود در ابتدا گفت آنچه که در مورد اندیشه های اشوزرتشت حائز اهمیت است آنست که اشوزرتشت پیامبر بوده که به این حقایق رسیده است و آن را به بشریت اعلام کرده است. نخستین ویژگی پیام اشوزرتشت آنست که حدود ۳۵۰۰ سال پیش پی برد انسان صاحب اندیشه(م...نه) است چیزی که تازه ۲۰۰-۳۰۰ سال است که بشر به آن پی برده و در اشعار شعرای نامی ایران نظیر مولانا و فردوسی بدان اشاره شده است. مسئله ای که دکارت نیز بدان اشاره می کند و می گوید من می اندیشم پس هستم اشوزرتشت نیز دریافت و کشف حقیقت را به اندیشه آدمی واگذار کرده آنهم«اندیشه روشن» و مفهوم اندیشه روشن یعنی اندیشه آگاه و بیدار و هوشیار. و انسان بواسطه قدرت اندیشه است که توانایی ابداع و اختراع را دارد و می تواند، نقطه((آ)) و نقطه((بی))،نقطه((سی)) را ابداع کند. همچنین قوانین حاکم بر طبیعت«اشا» را بشناسد و از آن استفاده یا سوءاستفاده کند.
موبد خورشیدیان گفت: اندیشه دو برآیند دارد یک برآیند آن شامل جهان ملموس و فیزیک می شود که به عقل و خرد(منه) ارتباط دارد و برآیند دوم آن شامل دئنا یا همان وجدان است، اندیشه هنگامی ارزشمند است که حرکت کند و خلاق باشد ولی در چهارچوب اخلاق و انسانیت.مسئله دیگری که از شگفتی های اندیشه اشوزرتشت است پی بردن به قانون اشاست قانونی که دقیق، غیر قابل تغییر، جهان شمول و همواره یکسان است.
این پژوهشگر زرتشتی در تبیین جایگاه خرد و وجدان گفت:همیشه و در همه حال باید «وجدان» در کنار خرد باشد وگرنه انسان دزد با چراغ می شود، اندیشه نیک می بایست با گفتار و کردار نیک همراه باشد و گرنه به درد نمی خورد، همیشه باید با آوردن نور بر تاریکی غلبه کرد و با دانش و آگاهی جهل و نادانی را مهار کرد. در اوستا نیز همواره بر اصول انسانی و اخلاق انسانی تأکید شده است نکته دیگری که از ویژگی های اندیشه اشوزرتشت است پی بردن به«دو گوهر همزاد ولی متضاد» است، همان دو گوهری که باعث حرکت و پویش و جنبش و زایش در جهان هستی می گردد، نکته ای که دانشمند معروف انیشتن نیز به آن اشاره می کند اینست که«جهان قابل درک است» یعنی بر جهان هستی چنان قانون منظم و بسیار دقیق و جهان شمول و همواره یکسانی حکمفرماست که می شود طبیعت را با ریاضیات به بند کشید.
نویسنده کتاب جهان بینی اشوزرتشت یکی دیگر از ویژگی های اندیشه اشوزرتشت آنست که خدا را«اهورامزدا» نامید یعنی ابردانای هستی بخش به بیانی دیگر«مزدا را اهورا دانست و انگره را من» یعنی هر اتفاقی که در جهان می افتد علمیست و باید رخ دهد و هیچ اتفاقی در جهان بی دلیل و دیمی رخ نمی دهد و بد نیست نکته دیگری که در اندیشه اشوزرتشت حائز اهمیت است مسئله«جبر و اختیار» است به اینگونه که عمل اختیاریست ولی عکس العمل جبر است نکته ای که در اینجا بسیار اهمیت دارد اینست که«جبر نیز تابعی از قانون اشاست»و جبر طبیعت نیز دقیقا بر اساس قانون اشا رفتار می کند و کاملا قابل محاسبه است، بنابراین پاسخ طبیعت جبر است ولی قانونمند نیز هست و عشقی رفتار نمی کند. واکنش در جهان فیزیک سریع است ولی در دنیای متافیزیک سریع نیست.
موبد خورشیدیان بار دیگر به مبحث خرد و وجدان اشاره کرد و خاطرنشان ساخت اگر وجدان«دئنه» در کنار خرد نباشد منافع ملی و مذهبی بر منافع انسانی ارجح می گردد، در اینجا«باور»نقش بسیار مهمی دارد که مصالح ملی و مذهبی بر مصالح انسانی برتری نداشته باشد. همچنین در بیان مفهوم اشویی گفت: یعنی«استفاده از قانون اشا درجهت استقرار نیکی» به بیان دیگر«راستی باید بر اساس خرد و وجدان باشد».
وی دلیلی که سبب شده اندیشه ها و باورهای اشوزرتشت ماندگار و پایدار در طول قرون و اعصار باقی بماند آنست که تزهای فکری اشوزرتشت هم«اخلاقی» و هم«علمی» است در این راستا آموزش و شناخت اهمیت بسیار دارد همگی انسانها باید بیاموزند که:«خوشبختی از آن کسی است که در پی خوشبختی دیگران باشد» چیزی که اهمیت دارد«انسان شدن و انسانی زندگی کردن» است نه زرتشتی شدن، گاتها می فرماید:«از زمره کسانی باشیم که جهان را به پیشرفت و آبادانی و جهانیان را به راستی و نیکی رهنمون میسازند» و در بخش دیگری از سخنانش گفت:یکی از بدبختی های جامعه بشری خردگرایی صرف و نادیده انگاشتن وجدان است دروغگویی بزرگترین آفت بشری و راستی بزرگترین ارزش بشمار میرود. «راستی باید درجهت اندیشه نیک و کشف قانون اشا در جهت اشویی باشد» ما انسانها باید اشا را درک کنیم ولی در جهت اشویی و نیکی . موبد خورشیدیان در تبیین جایگاه اشون و دروند گفت:اشونها و دروندها هر دو گروه حقیقت را میدانند ولی تفاوت در اینست که اشون با شناخت قانون اشا در جهت راستی و نیکی و سازندگی و پیشرفت جهان گام برمیدارد ولی دروند در جهت تخریب و کاهنده و به تباهی کشاندن جهان حرکت میکند.
موبد دکتر اردشیر خورشیدیان در بخش پایانی سخنانش گفت: گاتها شعار نیست،پند و اندرز نیست،بلکه کشف یکسری حقیقت است و اعلام آن به بشریت. گاتهای اشوزرتشت دستور درست زندگی کردن است. «خرد و جدان باید در طراز با همدیگر باشد» و«هیچ کس نیز بر کسی برتری ندارد» با اینچنین تفکری بود که در دوران شاهنشاهی هخامنشیان کوروش بزرگ برده داری را ممنوع کرد و استوانه حقوق بشر را حدود ۲۵۰۰ سال پیش نگاشت این علیرغم این مسئله است که در آن روزگار برده داری امری شایع و مرسوم بوده و هر حاکمی بر پیشبرد حکومتش برده داری میکرده بنابراین میتوان نتیجه گرفت نظام فکری اشوزرتشت در کوروش بزرگ هخامنشی تأثیرگذار بوده است. اشوزرتشت در گاتها میفرماید:«با بهترین اندیشه و گفتار و کردار ستایش هایم را به درگاه تو ای اهورامزدا پیشکش میکنم».
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 21:55 توسط داریوش
|
در بینش اشوزرتشت خداوند را باید در روشنایی جستجو کرد پس هر زرتشتی به هنگام نیایش رو به سوی روشنایی می کند، هرگونه روشنایی درنماز تفاوتی ندارد . نور خورشید ، ماه ، چراغ که یکی از آنها نیز می تواند روشنایی آتش باشد . از سوی دیگر ایرانیان باستان ، آتش را نماد موجودیت خود یا نمادی از هویت ملی خودیا اجاق می دانستند و به آن افتخار می کردند زیرا آتش از بین برندة ناپاکی ها و روشن کنندة تاریکی ها است ، گرما و انرژی آتش چرخ های صنعت و پیشرفت را به چرخش می آورد و آتش درونی انسان اندیشه او را به خـردِ بی پایان اهورایی پیوند میدهد ، پس زرتشتیان به پیروی از نیاکان خود همچنان آتش را در آتشکده ها پرستاری می کنند تا یادآور پویایی روشنایی در هستی باشد .زرتشتیان آتشکده ها را درِمهر یعنی راه ورود مهربانی ها می دانند ومحلی است برای پیمان بستن دو دلداده چون پاک وبی آلایش می دانند.