بهار در ادب فارسی

http://www.pezeshk.us

علی سهامی مدرس دانشگاه آزاد

در میان بسیاری از ملل ، جشن های بهاری با مراسم و پیرایه های بسیار رواج داشته ، اما هیچگاه در جه‌و اعتبار و کلیت آن که یکی از نشانه های بارز ملیت و قومیت باشد ، همانند نوروز ایرانی نبوده‌است . نوروز کهن ترین جشن ملی ما ایرانیان در آغاز سال همراه با اعتدال ربیعی و آغاز بهار ، یا رستاخیز و تجدید زندگی طبیعت و به مفهوم ویژه‌ای با اساطیر همراه است . در ادبیات فارسی جشن نوروز را مانند بسیاری از آیین ها ، رسم ها و فرهنگ ها به نخستین پادشاهان نسبت می دهند . شاعران و نویسندگان قرون اولیه ‌ی اسلامی ، چون فردوسی ، منوچهری ، عنصری ، نظامی ، بیرونی ، طبری ، مسعودی ، مسکویه ، گردیزی و بسیاری دیگر که منبع تاریحی و اسطوره‌ای انان بی گمان ادبیات پیش از اسلام بوده ، نوروز و برگزاری جشن نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند . فردوسی در داستان جمشید چنین می سراید :
به فر کیانی یکی تخت ساخت
چه مایه بدو گوهر اندر نشاخت
که چون خواستی دیو برداشتی
ز هامون به گردون بر افراشتی
چو حورشید تابان میان هوا
نشسته بر او شاه فرمانروا
جهان انجمن شد بر آن تخت اوی
شگفتی فرو مانده از بخت اوی
به جمشید بر گوهر افشاندند
مر آن روز را روز نو خوتاندند
سر سال نو هرمز فرودین
برآسود از رنج تن ،‌دل ز کین
بزرگان به شادی بیاراستند
می و جام و رامشگران خواستند (۱)
محمد بن جریر طبری نوروز را سر آغاز دادگری جمشید دانسته :‌
»جمشید علما را فرمود : که آن روز که من بنشستم به مظالم ، شما نزد من باشید تا هر چه در ژاو داد و عدل بلشد ، بنمایید تا من آن کنم . و آن روز به مظالم نشست روز هرمز بود از ماه فرودین . پس آن روز رسم کردند« (۲) ابوریحان بیرونی پرواز کردن جمشید را آغاز نوروز می داند :
» چون جمشید برای خود گردونه ساخت ، در این روز بر آن سوار شد و جن و شیاطین او را در هوا حمل کردند و به یک روز از کوه دماوند به بابل آمد و مردم برای دیدن این امر در شگفت شدند و این روز را عید گرفته و برای یادبود آن روز ، در تاب می نشینند و تاب می خورند . «( ۳) خیام می نویسد که جمشید به مناسبت باز آمدن خورشید به برج حمل ، ‌نوروز را جشن گرفت :
» سبب نهادن نوروز آن بوده است که آفتاب را دو دور بود ، یکی آن که هر سیصد و شصت و پنج شبان روز و ربعی از شبانروز به اول دقیقه‌ی حمل باز آمد و به همان روز که رفته بود ، بدین دقیقه نتواند از آمدن ، چه هر سال از مدت همی کم شود : .و چون جمشید آن روز دریافت {آن را } نوروز نام نهاد و جشن و آیین آورد و پس از آن پادشاهان و دیگر مردمان بدو اقتدا کردند .« (۴) و سر انجام نظامی نیز در شرفنامه اشاراتی بسیار قابل اعتنا به پیشینه های بسیار کهن روزگار مراسم سور و جشن و شادی در جشن های سده و نوروز کرده است که نکاتی را درباره مراسم سماع و شوریدگی و آیین مستی و نوشانوشی بویژه توسط دوشیزگان در جشنهای سده و نوروز جهت همسریابی می توان دریافت :
…سکندر چو کرد آن بنا ها خراب
روان کرد گنجی چو دریای آب
بر آتشگهی چون گذر داشتی
بنا کندی ، آن گنج برداشتی
دگر عادت آن بود کاتش پرست
همه ساله با نوعروسان نشست
به نوروز جمشید و جشن سده
که نو گشتی آیین آتشکده
ز هر سو عروسان نادیده شوی
ز خانه برون تاختندی به کوی
رخ آراسته دستها پر نگار
به شادی دویدندی از هر کنار
مغانه می لعل بر داشته
به یاد مغان گردن افراشته
ز برزین دهقان و افسون زند
برآورده دودی به چرخ بلند
همه کارشان شوخی و دلبری
گه افسانه گویی گه افسونگری
جز افسونگری چراغی نیفروختند
جز افسانه چیزی نیاموختند
فرو هشته گیسو شکن در شکن
یکی پای کوب و یکی دست زن
چو سرو سهی دسته گل به دست
سهی سرو زیبا بود گل پرست
سر سال کز گنبد تیز رو
شمار جهان را شدی روز نو
یکی روزشان بود از کوی و کاخ
که کام دل خویش ،‌میدان فراخ
جدا هر یکی بزمی آراستی
و زان جا بسی فتنه برخاستی ….. (۵)

——–
پانویس ها :
۱ – نامه‌ی باستان ، ویرایش و گزارش شاهنامه فردوسی ، میر جلال الدین کزازی ، انتشارات سمت ، ۱۳۷۹، ج ۱ ص ۳۳
۲ – تاریخ طبری ، تالیف محمد بن جریر طبری ، ترجمه ابوالقاسم پاینده ، نشر اساطیر ، ۱۳۵۲، ج ۱ ص ۲۱
۳ – آثار الباقیه ، ابوریحان بیرونی ، ترجمه اکبر دانا سرشت ، انتشارات امیر کبیر ،‌چاپ سوم ۱۳۶۳ ،‌ص ۳۲۷
۴ – نوروز نامه ،منسوب به خیام نیشابوری ، به کوشش علی حصوری ، نشر طهوری ، ۱۳۵۷ ص ۱۴ ز
۵- کلیات حکیم نظامی کنجوی تصحیح وحید دستگردی ، انتشارات علمی ، تهران ، ۱۳۶۳ شرفنامه ، ص ۲۳۹