مقدسی اردستان را از شهرهای بزرگ حاشیۀ کویر می داند که دارای بازارهای پر رونق و مسجد جامعی آباد بوده است (ص 390؛ شوارتس 639) و به گزارش اصطخری بنای این شهر محکم بوده، و بارویی داشته که در هر محله یک قلعه و در هر قلعه آتشکده ای بر پا بوده است (اعتمادالسلطنه، مرآة، 1/43؛ قس: یاقوت، 1/198؛ حکیم، 56). شاید بر همین اساس، این شهر را دارای 6 آتشکده دانسته اند (قس: هاشمی، 151-152).
گذشته از اعتبار دینی، این شهر با توجه به تأیید مقدسی (همانجا) به عنوان یک مرکز مهم تجاری نیز دارای جایگاه ارزنده ای بوده است. واحدهای اندازه گیری وزن و سطح در این منطقه از شهرت و اعتبار برخوردار بوده است (شوارتس، همانجا). مثلاً جریب اردستان برابر 17 من و یا 1600 متر مربع بوده است (لمتون، 696، 698).
تا سده‌های میانه، آثار ویرانه هایی از دورۀ ساسانی در شهر باقی بوده است (شوارتس، همانجا، حاشیه 12: آتشکدۀ مهر اردشیر (محیط طباطبائی، همان، 93-94)، 5 دروازۀ شهر (شوارتس640) قنات ارونه که بسیار از منابع آن را قناتی اعجاب انگیز و با شکوه خوانده اند (شوارتس، 639؛ جکسن، 459؛ محیط طباطبائی، همان 95). گفته شده است که آب اردستان به دستور هلاکو و توسط خواجه نصیر طوسی به 21 سهم تقسیم شد که این سهم بندی تا دورۀ معاصر به قوت خود باقی بوده است (لمتون، 393-394)؛ علاوه بر اینها، از 9 کاروانسرای معتبر شهر (هاشمی، 148-151) و دژ ارونه نیز نام برده اند. دژ ارونه یکی از بقایای باستانی شهر بوده که تا حدود سال 1280 ق حصار خندق و آسیای داخل آن هنوز بر جای بوده و سپس به باغ موسوم به باغ قلعه تبدیل شده است (رفیعی، 2/217)؛ آتشکدۀ مهر اردشیر ظاهراً در میان همین قلعه قرار داشته است (همو 2/218).
مطابق گزارش یاقوت در میان خانه های گنبدی شکل اردستان، کوشکها و باغهای بزرگ و زیبایی قرار داشته است. همو از محله های بزرگ و نیز فعالیت بافندگی و پارچه های زیبا و مشهور این شهر خبر داده است همانجا؛ شوارتس، 640). اردستان دارای 6 محلۀ مجزا بوده است: محلا، مون، راه میان، فهره، باب الرجاء و کبودان (فرهنگ جغرافیائی، 10/9).
اردستان را یکی از شهرهای معروف بیابان، میان فارس و خراسان به شمار آورده اند (اصطخری، 229؛ ابن حوقل، 2/403؛ ابوالفدا، 442). فاصلۀ اردستان تازواره را 2 فرسنگ (یاقوت، همانجا) و مسافت اردستان تا اصفهان را 18 فرسنگ نوشته اند (ابوالفدا، 423؛ شوارتس 640). در حال حاضر از طریق دو راه، این شهر به اصفهان متصل می شود: یکی از طریق مورچه خورت و دیگری از نطنز (فرهنگ جغرافیایی، 10/8). وجود راههای مختلف حکایت از اهمیت ارتباطی این شهر در گذشته دارد (قس: تهران...48، گابریل، 124-125 حاشیه).
برخی محل شهر قدیمی اردستان را با اردستان فعلی متفاوت دانسته‌اند. در واقع شهر قدیمی در نزدیکی شهر فعلی و در فاصلۀ 24 کیلومتری شمال آن بوده است که آثار و خرابه‌های آن نیز به لاسریه یا لسون معروف است (فرهنگ جغرافیایی نیز رفیعی، همانجاها؛ قس: محیط طباطبائی، نظری 90)؛ ظاهراً شهر قدیمی بر اثر زلزله یا ریگ روان از میان رفته است. (رفیعی، همانجا).
درگذشته ظاهراً این شهر ساکنان زردشتی بسیاری داشته است. وجود چهار راهی به نام لب جوی گبره در محلۀ فهره و نیز قبرستان گبرها و همچنین بقایای دخمه‌ها در بالای تپه ای در شمال بزرگترین گورستان شهر، مؤید این نظریه است (هاشمی152-153)، هر چند مؤلف بستان السیاحه ساکنان شهر را تماماً شیعه معرفی می کند (شیروانی، نیز فرهنگ جغرافیائی، همانجاها). مذهب شیعه از سدۀ 4 ق در این ناحیه گسترش یافته است و در اواسط این سده غالب محله های شهر از این مذهب پیروی می کردند و از سده 10 ق جمعیت این شهر به کلی شیعه بوده اند (رفیعی، 2/225، 227-228). شوارتس احتمال می دهد که در اردستان نیز همانند اصفهان میان حنیفان و شافعیان برخوردهایی وجود داشته است (ص 640؛ قس: رفیعی، 2/227).
زبان مردم اردستان فارسی است، اما گویش رایج در این شهر را یکی از لهجه های خاص زبان پهلوی به شمار آورده اند (محیط طباطبایی، نظری، 89) و آن را گویشی انتقالی میان لهجه‌های قسمتهای شمالی (از کاشان تا نطنز) و لهجه های قسمتهای جنوبی (از نایین تا یزد) ایران مرکزی دانسته اند (ایرانیکا، ذیل اردستانی).
از آثار کهن اردستان، مسجد جامع را می توان نام برد که یکی از جالب‌ترین بناهای عصر سلجوقی است (گذار، 4/104). هستۀ مرکزی این مسجد در اصل مسجدی قدیمی تر بوده که چند ستون، جزر و سر طاقهایی از آن باقی مانده است. این مسجد قدیمی‌تر که آن را از نوع مساجد عربی دانسته‌اند، در سدۀ 4 ق در جای بنایی کهنتر بر پا شده بود (همو، 4/107). مسجد جامع فعلی اردستان در سالهای 553 و 555 ق با استفاده از مصالح مسجد قدیمیتر به صورت مسجدی 4 ایوانه ساخته شده است (همو، 4/108، 11). بنای این مسجد به امر ابوطاهر حسین ابن غالی و به دست استاد محمود اصفهانی معروف به غازی به انجام رسید (همانجا). این مسجد دارای گچ بریهایی نفیس و همچنین دو قطعه سنگ مرمر سفید است (فرهنگ جغرافیایی همانجا). مسجد جامع اردستان دارای 4 ایوان بزرگ، 6 ورودی و شبستان بسیار بزرگی در زیر صحن است (اعتماد السلطنه، مرآة، 4/1998)؛ سمت شرقی این مسجد، تکیه ای است متصل به مسجد که در ایان عزاداری (به ویژه عاشورا) مورد استفاده قرار می گیرد. در سمت غربی این مسجد مدرسه ای است مشتمل بر حجره هایی در دو طبقه قرار دارد (همان 4/1999؛ اردستان، مسجد جامع ).
مسجد مشهور به مسجد امام حسن در محلۀ کبودان از دیگر آثار با ارزش این شهر است که به دورۀ سلجوقیان و حدود سال 550 ق مربوط می شود (رفیعی، 2/224؛ ایرانیکا، 387/II). مقبرۀ امیر اویس شیروانشاهی، معاصر شاه اسماعیل صفوی، واقع در غرب شهر نیز دارای نقاشیهای نفیسی است (فرهنگ جغرافیایی، 10/9).
از دیگر آثار فرهنگی این شهر قنات مشهور به مون است که دارای 28 حلقه چاه بوده و به فاصلۀ 4 متر دو تونل بر روی هم و به صورت دو طبقه ساخته شده است (همان 10/8، 9) و شاید تنها قنات دو طبقه در جهان اسلام باشد.
در نسخه‌ای از کتاب اصطخری آمده است که در اردستان، ادبا و بزرگان بسیاری زندگی می کردند و همو می افزاید که در هر شهری که مردمی از اردستان ساکن بودند جزو افراد برجسته و مشهور آن شهر به شمار می آمدند. (شوارتس، 640-639، حاشیۀ 1؛ قس: مقدسی، 390؛ یاقوت، 1/198). سمعانی از میان مشاهیر اردستان اینان را نام می برد: ابومحمد عبدالله بن یوسف معروف به اصفهانی (محدث)، ابوجعفر محمدبن ابراهیم بن داوود ابی سلیمان (ادیب)، ابوبکر محمدبن ابراهیم (محدث) و کثیربن زر (محدث) (1/158-161؛ قس: یاقوت، 1/198-199). از دیگر بزرگان اردستان شیخ مرتضی علی و پیرجمال الدین از عارفان بزرگ دورۀ شاهرخ میرزا (شیروانی، همانجا) و عبدالله طبیب اردستانی و مولانا محمد، ریاضی دان و منجم دربار الغ بیک را می توان نام برد (رفیعی، 2/227). میرزا محمد سعید متخلص به فدا از شعرای دورۀ قاجار نیز از مردم اردستان است (اعتماد السلطنه، همان، 1/44). عباس سعیدی.2
اردستان، مسجد جامع: از مساجد بسیار زیبای سلجوقی است. این مسجد دارای شبستان و گنبد آجری و ایوان بزرگی است در طرفین شبستانهای کوچکتری ساخته شده و صحن آن دارای ایوان و غرفه‌هایی است. درین مسجد که بناهای آن در اواخر قرن چهارم هـ ق ساخته شده و سپس در قرن بعد تکمیل گردیده کتیبه های کوفی و ثلث متعددی که گچبری شده وجود دارد، از مطالعۀ متن این کتیبه‌ها چنین فهمیده می شود که مرمت و تزئین شبستان بزرگ و ایوان و صفحه‌های طرفین آن به همت ابوطاهر حسین فرزند غالی فرزند احمد در سالهای 553 تا 555هـ ق و به سرپرستی استاد محمود اصفهانی انجام یافت، گذشته از ایوان شرقی به نام (صفه امیرجمله) نیز می باشد. در قسمت شمال غربی مسجد منارۀ آجری کوتاهی دیده می شود. یکی از مسجدهای کهن چهار ایوانی بخش مرکزی ایران جامع اردستان بخشی از یک مجموعه بزرگ بناهای عمومی همچون مدرسه، حمام، حسینیه، آب انبار، کاروانسرا و بازارچه است که در مرکز محلۀ محال از مهمترین محله‌های اردستان واقع است. این مجموعه در دوره‌های مختلف تاریخی شکل گرفته و در حال حاضر قدیمیترین هستۀ تاریخی آن، مسجد جامع است.
یاقوت (1/198)‌ به نقل از اصطخری می نویسد: در هر یک از محله‌های شهر قلعه ای است و در هر قلعه آتشکده‌ای و مقدسی (ص 299) در آغاز نیمۀ دوم سدۀ 4 ق از جامعی آباد در اردستان یاد می کند. اگر برگزارش یاقوت که در متنهای چاپی کتاب اصطخری دیده نمی شود، تکیه کنیم، مسجد جامع جای آتشکده را اشغال نکرده، بلکه در فضای مجاور یا داخل قلعۀ محال ساخته شده است. با اینهمه، شکی نیست که مسجد را بر روی زمین بکر نیز نساخته اند. شواهد به دست آمده از مکانی که مسجد بر روی آن بنیاد گذارده شده، حکایت از ساختمانی عظیم و یکپارچه دارد که با خشتهای مربع به اندازه‌های 32×32 سانتی متر با ملاط گل و اندود گچ بنا شده، و سطح کف آن حدود 40 تا 50 سانتیمتر پائین‌تر از کف مسجد اولیه بوده است و در برخی قسمتها از دیوار ساختمان قدیمی به عنوان دیوار مسجد اولیه استفاده شده است. (آیت الله زاده7و8).

http://www.majarajoo.com/