شهرستان مهریز
مهريز، در گذشته «مهری
گرد»، «مهرجو»، «مهری جرد»، «ميگرد» و «ميجرد» ناميده شده است. بنای اين
شهر را به «مهرنگار» دختر انوشيروان ساسانی نسبت داده و يكی از آبادی های
آن، به نام «خورميز» را از بناهای هرمز، پادشاه ساسانی دانسته اند. اين شهر
از پيوستن چند آبادی نزديك به هم تشكيل شده و اندك اندك گسترش يافته است.
نام آن، در كتاب جامع مفيدی و تاريخ يزد به گونه «مهر گرد»، «مهرجو»، «مهری
جرد» نگاشته شده است. از آن جا كه مهريز، در نزديكی شهر يزد قرار گرفته،
می توان گفت كه اين شهر از لحاظ تاريخی، سياسی و تا اندازه ای اجتماعی و
اقتصادی بستگی زيادی با شهر يزد دارد. 

آرامگاه شيخ عبدالله ( دوره صفوی)، آسياب های مزوار و مهريز، آرامگاه بهاء الدين، امام زاده پيرغيب با سنگ های تاريخی ، برج و آسياب پير نوركی، چشمه باستانی غربال بيز، دژ خور ميز، غار آهكی كوه بيروييه، قلعه مروست، قلعه و رباط سر يزد، قلعه محمد كريم خان، قلعه محمد باقری، قلعه ملكی، قدمگاه حضرت علی ( ع )، قلعه گبری كوه سرچشمه، كاروان سرای زين الدين، كاروانسرای شمس، كشته خانه، گنبد مروست، مار سيد نورالدين، مسجد جامع مهر پادين، مسجدجامع بغداد آباد، مسجد جامع خونزا (هنزا)، مسجد جامع و مسجد فتح آباد ( سده 8 هـ . ق) مهمترين مناطق ديدني اين شهرستان را تشكيل مي دهند.
برگرفته از http://jjtvn.ir/display_full.aspx?data_id=25674
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 13:5 توسط داریوش
|
در بینش اشوزرتشت خداوند را باید در روشنایی جستجو کرد پس هر زرتشتی به هنگام نیایش رو به سوی روشنایی می کند، هرگونه روشنایی درنماز تفاوتی ندارد . نور خورشید ، ماه ، چراغ که یکی از آنها نیز می تواند روشنایی آتش باشد . از سوی دیگر ایرانیان باستان ، آتش را نماد موجودیت خود یا نمادی از هویت ملی خودیا اجاق می دانستند و به آن افتخار می کردند زیرا آتش از بین برندة ناپاکی ها و روشن کنندة تاریکی ها است ، گرما و انرژی آتش چرخ های صنعت و پیشرفت را به چرخش می آورد و آتش درونی انسان اندیشه او را به خـردِ بی پایان اهورایی پیوند میدهد ، پس زرتشتیان به پیروی از نیاکان خود همچنان آتش را در آتشکده ها پرستاری می کنند تا یادآور پویایی روشنایی در هستی باشد .زرتشتیان آتشکده ها را درِمهر یعنی راه ورود مهربانی ها می دانند ومحلی است برای پیمان بستن دو دلداده چون پاک وبی آلایش می دانند.