آتشكدهي بروجرد
|
||
|
||
|
|
||
| سورنا لطفي نيا : | ||
|
آتشكدهها، چه روشن و چه خاموش، در هركجا كه باشند، گوياي تمدن و ديرينگي آن ديار هستند و از روزگاري دور و دراز سخن ميگويند.بسياري
از آتشكدهها، كمينه، بازماندههايي از روزگار ساساني هستند كه از نگاه
تاريخي و پژوهشي ارج و ارزش بسياري دارند و ميتوانند ما را از گذشتههاي
دور آگاه كنند.
يكي از اين آتشكدهها در شهر «بروجرد» استان لرستان است آنهم درست در جايي است كه امروزه مسجد «جامع» يا «عتيق» شهر است. به روشني ميتوان ساخته شدن مسجد بر روي آتشكده را ديد. ساخت مسجد جامع بروجرد؛ بنابر تابلويي كه ميراث فرهنگي در كنار آن زده است، به سدهي چهارم مهي(:قمری)، و به روزگار حكومت آل بويه باز ميگردد. البته بسياري از نوشتهها، آغاز ساخت آن را سالهای ۱۵۰ تا ۲۲۶ مهي و در روزگار حکومت «ابودلف» بر باختر(:غرب) ایران، نوشتهاند. پس از آن، در سدههاي گوناگون، بازسازيهاي بسياري در اين مسجد انجام گرفت. مسجد جامع بروجرد، به شوند(:دليل) معماري كممانند خود، از ارزش بسياري برخوردار است. تا چند سال پيش كسي از وجود آتشكده، در زير مسجد، آگاهي نداشت. تا اينكه زمينلرزه، بخشي از آن را آشكار ساخت. در سال ١٣٦٢ تا ١٣٧٠ خورشيدي؛ زندهياد «محمد مهريار» به همراهي «محمد مقدس»، با اجازهي ميراث فرهنگي، در آنجا به كاوش پرداختند و توانستند برجايماندههاي آتشكدهاي بزرگ و باشكوه را در زير گنبدخانهي مسجد، از زير خاك بيرون آورند. ![]() تاقچهي روبه روي جايگاه آتش ![]() پلهي دسترسي به آتشكده ![]() امروزه با روشن شدن پيشينهي اين سازه، به آساني ميتوان پي برد كه بخش فراواني از ساختمان مسجد، از همان ديوارهاي پيشين ساخته شده است و در جاهايي، در معماري و چينش ديوارها دست بردهاند. كف مسجد ٢ متر از كف آتشكده بالاتر است و چندين پله در سمت راست گنبدخانه، بازديدكنندهها را به آتشكده ميرساند. گويا با ريزش بخشي از آتشكده، كف آن، با آجر و خاك، پر شده است كه در هنگام دگرگون كردن كاربري آن به مسجد، به شوند پايين بودن كف و دشواري در برداشتن آن خاكها، رويشان را پوشانده و به كف مسجد تبديل كردهاند. كسي هنوز نميداند كه ساختار زبرين آتشكده چگونه بوده است اما آن سبكي را كه در بدنه و ديوارها بهكار رفته ميتوان از برجايماندهها، ديد. همهي ديوارها از آجر پخته ساخته شدهاند و ملات ميان آنها هنوز سخت و پايدار است. در ساختار آتشكده نميتوان سنگ يافت و هر چه هست آجر و ساروج است. ساختار معماري روزگار ساساني، در جاي جاي سازه، به چشم ميآيد. معماريي كه يكي از ويژگيهاي آن، گوشههاي(زواياي) منظم و دقيق است. ![]() ستونهاي نگهدارندهي سقف ![]() جايگاه آتش ![]() آنچه امروز برجاي مانده، نشانگر سازهاي به بزرگي ١٠ متر در ١٠ متر است و شايد اتاقهاي ديگري در پيرامون آنچه اكنون ديده ميشود، بوده است. در چهار سوي اين سازهي چهارگوش، افزونبر جايگاهي براي آتش، تاقچههاي ديگري ساخته شده است كه هنوز ظرافت بهكاررفته در آنها را ميتوان ديد. كف يكي از تاقچهها كه در روبهروي جايگاه آتش است، نزديك به يك متر بالاتر است. اين تاقچه ٥/٢ در٥/٢ متر است. در بدنهي ديوارها جاي كاشيهاي كوچكي خودنمايي ميكند كه تنها يكي از آنها ماندهاست و گويا بيشترشان كنده شدهاند. پس از پيدا شدن آتشكده و كاوش روي آن، براي آنكه كف مسجد فرو نريزد ٩ ستون ٢ متري در ميان آتشكده بر پا كردهاند. هم كف آتشكده و هم حياط مسجد از خشتهاي پختهي ٢٠*٢٠ سانتيمتر كه ٥ سانتيمتري كلفتي دارند، پوشيده شده است. در چهار گوشهي سازه، هواكشهاي بزرگي براي جريان هوا ساخته شده است كه هنوز اكسيژن را بهخوبي جابهجا ميكنند. به گفتهي اهالي، تا چند سال پيش، كوزهاي سنگي در كنار در خاوري(:شرقي) مسجد بود كه گويا از كاوش در آتشكده بهدست آمده بود، اما اين روزها از آن خبري نيست. گويا گم شده است. هرچند كاوشهاي بسياري در اين بنا شده است، اما هنوز، جاي فراواني براي بررسي مانده است كه بايد به دست كارشناسان انجام شود. شايد اگر پژوهشهاي بيشتري در اين آتشكده انجام شود، يافتههاي بيشتري دربارهي فرهنگ و زندگي مردم آن ديار به دستآيد. ![]() ادامهي ديوار آتشكده در مسجد ![]() سكوي كنار جايگاه آتش ![]() كاشيهاي برجاي مانده بر روي ديوار فرتورها از سورنا لطفي نيا است. 6744 |
||
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 22:30 توسط داریوش
|









در بینش اشوزرتشت خداوند را باید در روشنایی جستجو کرد پس هر زرتشتی به هنگام نیایش رو به سوی روشنایی می کند، هرگونه روشنایی درنماز تفاوتی ندارد . نور خورشید ، ماه ، چراغ که یکی از آنها نیز می تواند روشنایی آتش باشد . از سوی دیگر ایرانیان باستان ، آتش را نماد موجودیت خود یا نمادی از هویت ملی خودیا اجاق می دانستند و به آن افتخار می کردند زیرا آتش از بین برندة ناپاکی ها و روشن کنندة تاریکی ها است ، گرما و انرژی آتش چرخ های صنعت و پیشرفت را به چرخش می آورد و آتش درونی انسان اندیشه او را به خـردِ بی پایان اهورایی پیوند میدهد ، پس زرتشتیان به پیروی از نیاکان خود همچنان آتش را در آتشکده ها پرستاری می کنند تا یادآور پویایی روشنایی در هستی باشد .زرتشتیان آتشکده ها را درِمهر یعنی راه ورود مهربانی ها می دانند ومحلی است برای پیمان بستن دو دلداده چون پاک وبی آلایش می دانند.