شرارهای از نوربیپایان در سینهی آتشورهرام یزد
آتشورهرام آتشکده نماد همازوری هازمان بهدینان
فرید شولیزاده - در فرهنگ زرتشتی، والاترین و پاکترین صورت آتش در جهانجسمانی، «آتشورهرام» نامیده میشود. این آتش، پیوسته از ١٧ آتش پیشههای مختلف است. شوند این گوناگونی، نهفته بودن امواج افکار هریک از ایشان در آتش برگرفته است.
در نتیجه آتشهای برگرفته از پیشهوران، هر یک دارای امواج افکار همان پیشهوران است. این شوند آن میشود که آتشورهرام آتشکده از امواج گروههای گوناگون مردمان پدید آید و نماد همازوری هازمان بهدینان و چونان پرچمی از برای ایشان باشد. باید دانست که این آتش حرمت بسیار دارد و بزرگساختن این آتش، شرایطی ویژه و مکانی پاک را طلب میکند.
هماکنون در ایران دو آتشورهرام فروزان است. یکی از این آتشهایورهرام در یزد و دیگری در کرمان تختنشین است. پیشینهی آتشورهرام یزد به روزگار ساسانیان باز میگردد. این آتش در روزگار ساسانیان در آتشکدهی کاریان پارس فروزان بوده. بنابر گفتهی «هیربد دوردی» پس از تازش اعراب و چیرگی آنان بر بخشهای مرکزی ایران، موبدان برای در امان نگهداشتن آتشورهرام از گزند ناکسان، آن را با خود به کویرهای پیرامون یزد بردند و 30سال در غاری نامور به «اشکفتیزدان» در نزدیکی زیارتگاه پیربانو به پریستاری آن همت گماشتند.
شادروان «استاد رشیدشهمردان» بر این باور است که آتشورهرام پس از خروج از کوه «اشکفتیزدان»، زمانی در «کسنویه» و پس از آن جایی نزدیک «مهریز» و یا «فهرج» و «خویدک» نگهداری میشده و پس از مدتی به قریهی «ترکاباد» در چند کیلومتری «شریفآباد» اردکان برده شد.
در کتاب «روایات دستوردارابهرمزدیار» نامهای وجود دارد که بهروز بهمنامشاسپند و اردیبهشتماه ١٠٠۵یزدگردی از سوی دستوربزرگ ایران مقیم ترکاباد به دستوران هند نوشته شده.
در این نامه میخوانیم: «بهدین مهرنوش از خطه گجرات هندوستان بخطه باصفای شیراز آمد و از آنجا خوانی از ارمغان، برای دستور زمان ساکن ترکاباد تحفه ارسال و هزار دینار(:یکقران) برای نذر آتشورهرام فرستاده است.» میدانیم که باتکیه برسنت دین، آتشورهرام در جایی نگهداری میشود که دستورراندستور یا دستور بزرگ وقت حضور دارد. درونمایهی این نامه، گویای حضور دستوربزرگ وقت و آتش ورهرام در آن تاریخ در ترکاباد است.
استاد شهمردان بر این باور است که قریهی «ترکاباد» از حدود 750هجری، نشیمن دستوران کسنویه، شیراز بوده. در روزگار «شاه سلطانحسین صفوی» بهشوند ستمهای روا شده به بهدینان اصفهان، گروهی از ایشان با رهبری پیشوای بزرگشان نامور به «دستور کاووس» به ترکاباد پناه برده و به دستوران آن دیار میپیوندند... باتکیه بر نامهی دیگری که دستوربزرگ وقت در سال ١١٣٢یزدگردی از یزد به دستیاری «ملاکاووس» برای دستوران هند فرستاده، آگاه میشویم که آتشورهرام در آن تاریخ به یزد انتقال یافته بود و در محلهای نامور به محلهی دستوران در منزل دستور بزرگ تختنشین بوده است.
با قوت گرفتن پیوند و آمدوشدهای میان پارسیانهند و بهدینان ایران، یکی از پارسیان سورت نامور به «نوشیروانجی کوهیارجی» با هزینهی خویش باغی پر درآمد نامور به «باغچنار» را در یزد خرد و وقف آتشورهرام کرد تا درآمد آن به هزینهی سوخت و روغن آتشورهرام برسد. در سال ١٢٢۵یزدگردی، بههمت رادمرد بزرگ زرتشتی،
«مانکجیلیمجیهاتریا» و از خیراندیشی پارسیانهند، در محلهی دستوران ساختمانی آبرومند برای آتشورهرام ساخته شد. در روز سروشایزد و مهرماه، آتشورهرام از منزل «دستورشهریار»، دستور بزرگ روزگار «ناصرالدینشاه» به محل جدید منتقل شد. از آن پس بهدینان توانستند در کنار پرتوافشانی شرارههای آتشورهرام به نیایش پروردگاریکتا بپردازند. ٣۵سال بعد، از خیراندیشی «اردشیرکیخسروگشتاسبیزدی» و بهکوشش «خدابخش» و «جمشید» فرزندان «موبد کیخسرو» و «موبد خداداد» ساختمان آتشورهرام مورد مرمت قرار گرفت.
چندی بعد از دهش «خورشیدجیکاووسجیبناجی» ساختمان قدیمی آتشورهرام توسعه داده شد. وی مقداری از آب مبارکه را نیز خرید و وقف آتشورهرام کرد. در آن روزگار درآمد «باغچنار» و آب وقف شدهی مبارکه برای آتشورهرام به دویست تومان میرسید. برای آنکه آتشورهرام در تهیهی سوخت و هزینههای روزمره در مضیقه نباشد، سالانه ۵٠روپیه نیز پول نقد به یزد میفرستاد. پس از وی فرزندانش نیز راه پدر را ادامه دادند. در سال ١٢۶٠یزدگردی «باغچنار» بهشوند بیآبی خشک شد. خبر این پیشامد به پارسی نامآور، «سردینشاهپتیت» رسید. وی فورا قرار پرداخت سالانه ١٢٠روپیه به آتشورهرامهای یزد و کرمان را صادر کرد. این پول همهساله نوروز بهدست آتربانان هر دو محل میرسید.
در آبانماه ١٣٠٣ی(:١٣١٣خ) سنگبنای ساختمان جدید آتشورهرام یزد به هزینهی «انجمن اکابر پارسیانهند» بر روی زمین اهدایی زرتشتیان ایران در جنب محلهی دستوران گذاشته شد. با پایان یافتن ساخت این ساختمان، در فروردینماه 1321خ آتش سپند طی آیینهایی به محل جدید انتقال یافت و تا امروز در آن محل شبانهروز فروزان است. در سنگبنایی که در آتشورهرام یزد نسب است، چنین نوشته شده: «زمین زیر ساختمان و چهاردیوار این جای پاک آتشورهرام انجمن پارسیان بمبئی را دهشمندان زیر نیاز نمودند. 1- برادران امانت بنامگانه پدر خودشان شادروان اردشیرمهربانرستم 3767گز 2- دستور رشید دستور شهریار بنامگانه پدر خود دستور شهریار دستور نامدار و مادر خود سرور دستور بهمن 1365گز 3- دستورنامدار پور شادروان دستور شهریار بنامگانه فرزند ناکامش شادروان بهمن 1130گز. اهورامزدا روان همگان را آمرزش دهاد. سالمه فروردین 1321»
پس از استقلال هندوستان از بریتانیا، دولت انقلابی هند بسیاری از اموال سرمایهداران پارسیان را مصادره و ملی اعلام کرد و جلوی ارسال کمکهای پارسیان به همکیشان خود در ایران را گرفت. اینها شوند آن شد تا مراکز خیریهی زرتشتیان یزد بهویژه آتشورهرام در شرایط سختی از لحاظ تامین هزینهها قرار گیرند. در این روزگار تنگنا دو رادمرد نیکوکار، ارباب فریدون و ارباب مهربان زرتشتی با خیراندیشی خویش هزینهی سوخت آتشورهرام، برق، آب، تعمیرات، نگهداری و حقوق موبد را بر دوش گرفتند... ساختمان کنونی آتشورهرام یزد، این شرارهی کهن چندهزارساله، در 22شهریورماه 1378خ بهشمارهی «2431» در سیاههی آثار ملی ایران به ثبت رسید.
در بینش اشوزرتشت خداوند را باید در روشنایی جستجو کرد پس هر زرتشتی به هنگام نیایش رو به سوی روشنایی می کند، هرگونه روشنایی درنماز تفاوتی ندارد . نور خورشید ، ماه ، چراغ که یکی از آنها نیز می تواند روشنایی آتش باشد . از سوی دیگر ایرانیان باستان ، آتش را نماد موجودیت خود یا نمادی از هویت ملی خودیا اجاق می دانستند و به آن افتخار می کردند زیرا آتش از بین برندة ناپاکی ها و روشن کنندة تاریکی ها است ، گرما و انرژی آتش چرخ های صنعت و پیشرفت را به چرخش می آورد و آتش درونی انسان اندیشه او را به خـردِ بی پایان اهورایی پیوند میدهد ، پس زرتشتیان به پیروی از نیاکان خود همچنان آتش را در آتشکده ها پرستاری می کنند تا یادآور پویایی روشنایی در هستی باشد .زرتشتیان آتشکده ها را درِمهر یعنی راه ورود مهربانی ها می دانند ومحلی است برای پیمان بستن دو دلداده چون پاک وبی آلایش می دانند.