آتش و آتشکده
فلسفه آتش
جوهر آیین زرتشت، پاکی و بی آلایشی است و چون آتش بزرگترین پاک کننده و در عین حال پاک ترین عنصر است، از این رو آتش سمبول این آیینه گشته است. برخلاف آن چه بعضی ها تصور می کنند زرتشتیان آتش پرست نیستند بلکه آتش از رمز و سمبول اهورامزدا می دانند.
فردوسی در این باره می گوید:
نگویی که آتش پرستان بدند پرستنده ی پاک یزدان بدند
زرتشت با انتخاب آتش به عنوان سمبول آیین خود، بهترین انتخاب ها را کرده است . او بدین وسیله از پیروان خود خواسته است که:
1. مثل آتش پاک و درخشان باشند.
2. همان طور که آتش پیوسته شعله هایش به سوی بالا می رود، آن ها هم پیوسته به سوی بالا، به سوی روحانیت، پیشروی کنند.
3. همان طور که شعله هرگز به سوی پایین جذب نمی شود، آن ها هم سعی کنند مجذوب خواهش های پست نفسانی نشوند و همیشه آمال بزرگ معنوی را در مدنظر داشته باشند.
4. همان طور که آتش چیزهای ناپاک را پاک می کند ولی خود هیچ وقت آلوده به ناپاکی نمی شود، آن ها هم با بدی به ستیزند بی آن که خود را آلوده به بدی کنند.
5. همان طور که از یک اخگر می توان آتشی برافروخت، هم چنان می توان روح انسان را با شعله (اشا) روشن و فروزان کرد.
6. همان طور که آتش با هرچه تماس می گیرد آن را مثل خود درخشان می کند، هر زرتشتی هم باید پس از برخوردار شدن از فروغ (اشا) دیگران را نیز از فروغ اشا برخوردار گرداند.
7. آتش منبع زیبای و اساس حیات است. آتش فعال و بی قرار بوده دشمن رکود و خمودگی است. هر زرتشتی هم باید مانند آتش فعال بوده تا پایان عمر حتی لحظه ای از کار و کوشش دست برندارد.
و اما آن آتشی که در درون، آدمی را از آلودگی پاک می کند چیست؟
آن آتش چیزی جز (اشا) نیست که از طریق گفتار نیک، پندار نیک و کردار نیک به دست می آید. روان نیکوکار پس از طی سه مراحل اندیشه نیک- گفتار نیک – کردار نیک وارد فضای فروغ بی پایان (انیران) می شود و از فروغ ایزدی برخوردار می گردد.
احترام به آتش نه تنها در میان زرتشتیان معمول بوده بلکه بسیاری از اقوام (از قبیل رومی ها)، یونانی ها، آلمان ها، یهودی ها، اسلاوها، مسیحی ها و هندوها) نیز کم و بیش آتش را مقدس دانسته اند.
آتش در آتشکده های زرتشتی به عنوان سمبول روح ایزدی همیشه روشن است و شعله هایش مدام به سوی آسمان زبانه می کشد. این میل آتش به صعود را می توان سمبول تلاش آدمی در راه تحول و تکامل داشت.
به آتش باید احترام گذاشت چون آتش مظهر نور ابدی است.
آتش در آیین زرتشتی
مهم ترین عنصر در تشریفات و مراسم کیش زرتشتی و مذاهب مربوط بدان آتش مقدس است. آتش یا آذر به عنوان نمادی رمز آمیز از الوهیت نامریی است که همچون رشته و عِقدی سه عالم (آسمان – فضا – زمین) را به هم می پیوندد. در آسمان به صورت خورشید می درخشد، در فضا همچون آذرخش می افروزد و در زمین از سایش دو چوب خشک پدیدار می آید.
آذر در مزدیسنا از زمره ی بزرگترین داده های اهورامزداست و میانجی بین آفریدگان و آفریدگار است و هموست که نیایش ها و دعاهای مردمان را به بارگاه مزدااهورا می رساند. دریسنا، به کرات آذر پسر اهورامزدا خوانده شده و از پمج قسم آتش نام رفته است: آتش بهرام، آتش تن مردمان و چهارپایان، آتش رستنی ها، آتش ابرها یا برق و آتش گر زمان که در ملکوت اعلی یا بالستان بالست در مقابل اهورامزدا فروزان است.
جای نگهداری و پایش آتش و نیز نیایش در برابر آن، در ادبیات پهلوی به نام های: آتشگاه، آتشکده درِ مهر، آتورگاه، مانِ آتشان و گنبد آتشان خوانده می شود.
دمیدن بر آتش و آلودن آن ناشایست بود و بدین جهت آتوربانان یا "آتوریان" در مقابل آتش، سر و قسمت پایین چهره ی خود را با پوششی به نام "پنام" می بستند و گذاشتن چوب خشکی آغشته به روغن و یا نثار کردن چربی حیوانی و عود و صندل و مشک و کافور بر آتش، ثواب محسوب می شد.
نگاهداری از آتش در آتشکده ها موجب گردید کتابخانه ی هم در کنار آتشکده تشکیل شود تا دوستداران کتاب بتوانند در محیطی گرم و مناسب به مطالعه پردازند ضمناً در مجاورت آتشکده ها اغلب میدان های بزرگی برای برپا کردن جشن هایی چون جشن سده، مهرگان، چهارشنبه سوری و با انجام مسابقات اسب دوانی وجود داشت. از آن مهمتر استفاده ای بود که از آتش به صورت تلگراف می کردند. به این معنی که در مسیر واحدی جابجا آتش بر می افروختند و با علایمی به پاسگاه بعدی خبری را باطلاع می رساندند. به این طیق بود که خبر سقوط آتن را در همان روز سقوطش به خشایار شاه که در سارد (شهری بود در نزدیکی از میرکنونی) رساندند. با در نظر گرفتن بعد مسافت باید گفت این طرز تلگراف کردن از عجایب آن ایام بود.
در ایران باستان جشن های متعددی برای آتش برپا می شد که از آن جمله بود جشن سده که در بهمن ماه برگزار می شد و آذرخش (که در آذرماه برگزار می گردید) وشهریورگان که روزچهارم شهریور برگزار می شد.
سوزاندن لاشه و یا انداختن مردار در آتش گناهی بس بزرگ محسوب می شد. و سوگند خوردن در برابر آتش هم بسیار مهم بشمار می رفت.
آتشکده های زرتشتی
آیین زرتشتی با سقوط حکومت ساسانیان وگسترش اسلام در ایران از بین نرفت. گزارش های تاریخی و جغرافیایی نشان می دهد که در قرون نخستین اسلامی نیز بخش عمده ای از جمعیت ایران زرتشتی بوده و آتشکده های آن ها روشن و فعال بوده است. تعداد آتشکده های ایران را پیش از اسلام و در دوران حکومت ساسانیان بیست و هشت آتشکده آن ها بجا مانده و بیش از صد هزار نفر زرتشتی ایران در آن ها مراسم عبادی خود را اجرا می کنند. در این باره نوشته اند: «با مسلمان شدن تدریجی زرتشتیان، آتشکده ها ویران و مساجد مورد نیاز نو مسلمانان ساخته شده، از بیست و هفت هزار آتشکده به یادگار مانده عهد ساسانی، اکنون بیست و هشت آتشکده وجود دارد. آتش دو آتشکده برای زرتشتیان تهران در حال سوختن است. بیست و یک آتشکده هم متعلق به ده هزار زرتشتی استان یزد می باشد که شش هزار جمعیت زرتشتی روستاهای زرتشتی نشین این استان مراسم عبادی خویش را در هفده آتشکده برگزار می کنند و چهار آتشکده هم برای چهار هزار زرتشتی ساکن شهر روشن است».
آتشکده های معروف عصر ساسانیان
از آنجا که در دوره ساسانیان دولت و حکومت در خدمت دین بود، ناگزیر در سراسر ایران آتشکده های بسیاری حتی در دورترین نقاط ایران، دایر و روشن بود. آتشکده ها معمولاً در یک ساختمان هشت ضلعی ساخته می شد، آتش باید در زیر سایه روشن شود و چنان که رسم است آتش آتشکده نباید خاموش باشد. به آتشبان آتشکده آذربان یا هیربد می گفتند، در شهرهای مختلفی از جمله در شهر ری آتشکده فیروز بهرام، و یا در شهرهایی مثل استخر، تیسفون، شوش و دیگر شهرها آتشکده های پر رونقی روشن بود. اما در این میان سه آتشکده از همه معروف تر بوده اند. نخست آتشکده "آذرفرنبغ" در کاریان فارس، که محل آن در سر راه فیروز آباد (گور سابق) و بندر سیراف قرار داشته، و خرابه های آن هنوز باقی است. این آتشکده مخصوص موبدان بوده است. هنگامی که گروهی از زرتشتیان از ایران به سوی هند رهسپار شدند، آتش این آتشکده را با خود بردند، مدتی آن را در آتشکده ی فسانگه داشتند، آنگاه آن؛ آتش را از طریق هرمز به هند بردند، و اینک آتشی که در آتشکده های هند روشن است مایه اصلی خود را از آن آتش گرفته است. دیگر آتشکده آذرگشسب یا آذرگشنسپ است، این آتشکده در شهر شیز واقع در کنار دریاچه ارومیه در آذربایجان قرار داشته است. خرابه های این آتشکده نیز در جایی به نام تخت سلیمان هنوز وجود دارد. این آتشکده ویژه پادشاهان بود و از جانب سلاطین ساسانی هدیه و نذوراتی وقف آن می شد. و اگر هم گاهی پس از نذر، بر دشمن غلبه می نمودند، با پای پیاده به زیارت آن آتشکده می رفتند. سوم آتشکده "برزین مهر" ویژه پیشه وران و کشاورزان بوده و در اطراف نیشابور قرار داشته است.
مراسم آتشکده
هم اکنون در یزد، کرمان و تهران و اخیراً در شیراز و اهواز زرتشتیان آتشکده هایی را بنا کرده اند. اگرچه آتشکده و آتش برای زرتشتیان مقدس است ولی باید توجه داشت آن ها آتش پرست نبوده و خدا پرستند. آتش آتشکده باید همیشه روشن باشد و موبدی که باید آتش را به هم بزند باید جلوی بینی و دهان خود را با پارچه ای ببندد، تا نفس او آتش را آلوده نکند. به وسیله ای که آتش را هم می زند "برسم" گویند و این وسیله ممکن است از گیاه مقدسی چون انار باشد، و گاهی هم از فلزی چون نقره. موبد در هنگام روشن کردن آتش یا نزدیک شدن به آن قطعاتی از اوستا را زمزمه می کند که در اصطلاح به آن "باژخوانی" گویند. آتشکده برای زرتشتیان مقدس است، حتی در و دیوار آن مقدس است، در هنگام ورود به آتشکده خانم ها نباید بی حجاب باشند و بعداز زیارت هم نباید به آتش آتشکده پشت شود. آتش در وسط اتاق جایی که نباید آفتاب به آن بتابد در مجمر همیشه سوزان و روشن است.
منابع:
1. آشنایی با تاریخ ادیان؛ آریا؛ غلامعلی؛ انتشارات پایا؛ 1376
2. آشنایی با دین زرتشت؛ ایزد پناه؛ مهرداد؛ نشر محو؛ تهران
3. ایران در زمان ساسانیان؛ نفیسی؛ سعید؛ انتشارات اساطیر؛ 1384
4. پاسخ به پرسش های دینی زرتشتیان؛ خورشیدیان؛ اردشیر؛ انتشارات فروهر؛ تهران؛ 1386
5. تاریخ تمدن ایران ساسانی؛ کریسنسن؛ آرتور؛ یاسمی؛ رشید؛ انتشارات صدای معاصر؛ تهران
6. تاریخ جامع ادیان؛ بایر ناس؛ جان؛ ترجمه ی حکمت؛ علی اصغر؛ شرکت انتشارات علمی و فرهنگی؛ تهران؛ 1387
7. دین بهی؛ فلسفه ی دینی زرتشت؛ مهرین؛ مهرداد؛ نشر فروهر؛ 1362
8. دین زرتشت؛ محمدی؛ جلیل؛ ویراستار افرا سیاب پور؛ علی اکبر؛ نشر دانش زنجان؛ 1387
9. دین های ایران باستان؛ باقری؛ مهری؛ نشر قطره؛ تهران؛ 1385
10. زردشتیان باورها و آداب دینی آن ها؛ بویس؛ مری؛ بهرامی؛ عسگر؛ نشر ققنوس؛ تهران؛ 1384
11. زندگی و اندیشه ی زرتشت؛ دهباشی؛ علی؛ نشر شهاب؛ 1387
12. فرهنگ ادیان جهان؛ هینلز؛ جان آر؛ ویراستار پاشایی؛ع؛ نشر مرکز مطالعات تحقیقات ادیان و مذاهب؛قم؛ 1386
برگرفته ازhttp://www.adyanoerfan89a.blogfa.com
در بینش اشوزرتشت خداوند را باید در روشنایی جستجو کرد پس هر زرتشتی به هنگام نیایش رو به سوی روشنایی می کند، هرگونه روشنایی درنماز تفاوتی ندارد . نور خورشید ، ماه ، چراغ که یکی از آنها نیز می تواند روشنایی آتش باشد . از سوی دیگر ایرانیان باستان ، آتش را نماد موجودیت خود یا نمادی از هویت ملی خودیا اجاق می دانستند و به آن افتخار می کردند زیرا آتش از بین برندة ناپاکی ها و روشن کنندة تاریکی ها است ، گرما و انرژی آتش چرخ های صنعت و پیشرفت را به چرخش می آورد و آتش درونی انسان اندیشه او را به خـردِ بی پایان اهورایی پیوند میدهد ، پس زرتشتیان به پیروی از نیاکان خود همچنان آتش را در آتشکده ها پرستاری می کنند تا یادآور پویایی روشنایی در هستی باشد .زرتشتیان آتشکده ها را درِمهر یعنی راه ورود مهربانی ها می دانند ومحلی است برای پیمان بستن دو دلداده چون پاک وبی آلایش می دانند.