آتشگاه، پیر ساسانی اصفهان
آتشگاه، پیر ساسانی اصفهان |
ایران 4 راه - جاذبه گردشگری - در 8 کیلومتری غرب شهر اصفهان بنایی با کهولت بسیار بر روی تپه ای مخروطی شکل تکیه زده است. پیرمردی که در روزگار جوانیش برای خود شکوه و ابهتی داشته است؛ اما ما مردمان فراموشکار خدمت های او و زیبایی آن را اکنون از یاد برده ایم و حتی نظاره گر بیماری و رنجوریش هستیم و دم بر نمی آوریم که چرا به این پیر اصفهانی یاری نمی رسانید. یعنی یک اصفهانی پیدا نمی شود که برای این پیر رنجور دکتر، دوا و درمانی بیاورد؟ به این پیر نیک چهره، آتشگاه می گویند و عصای تکیه زده
بر آن تپه ی مخروطی شکل به ارتفاع پنجاه متری است که در بالای آن ویرانه
هایی خشتی این بنای باشکوه به چشم می خورد. به گفته ی اهل فن، این ویرانه
ها اساس و بنیاد یک آتشکده از دوره ی ساسانیان بوده که بعدها در دوره های
اسلامی آثار دیگری بر آن افزوده شده تا از آن برای کارهای دیگر استفاده
شود، اما چون او برای خدمت به ایران و ایرانی بنا شده بوده است به این
کارها در دوره اسلامی اعتراضی نکرده و این بناها را در کنار خود همچون
فرزندان و نوادگانش تا امروز برای ما نگه داشته است. گزارش از : کاوش ساعی |

موقعیت: خیابان آتشگاه در 8 کیلومتری غرب اصفهان
در بالای کوه ویرانه آتشکده وجود دارد که مربوط به دوره ساسانیان است
قدیمی ترین اثر :
قدیمی ترین اثری که هم اینک از گذشته های دور اصفهان در این شهر وجود دارد بنائی موسوم به آتشگاه است که در جاده اصفهان به نجف آباد در نزدیکی منارجنبان برفراز یک تپه سنگی قرار گرفته است.
اکثر مورخین اسلامی از جمله ابن خردادبه و حمداله مستوفی و ابن حوقل از این بنا نام برده و آن را آتشکده معرفی کرده اند و دانشمندان خارجی نیز درباره آتشگاه پژوهش و بررسی کرده اند که از جمله آنها ماکسیم سیرو و آندره گدار فرانسوی هستند.
ویژگی بنا:
آنچه مهم است خشتهای تشکیل دهنده ویرانه های فعلی آتشگاه است که از نظر اندازه کمتر اثری دارای اینچنین خشت هائی است که به گفته کارشناسان این خشت ها از ملات همراه گل با ریگ ریزه هائی است که نی های حاشیه زاینده رود را نیز به آن اضافه می کرده اند تا استحکام بیشتری داشته باشد. بررسی دانشمندان نشان می دهد وجود کوه آتشگاه در جلگه مسطح ماربین و ساختمانی که برفراز آن ساخته شده و همچنین همجواری یکی از روستاهای بسیار قدیمی اصفهان با آن (یعنی سده قدیم و خمینی شهر امروز) قدیمی ترین مراکز اجتماع انسانها را در حول و حوش این تپه قدیمی تأئید می کند.
در مورد ساختمان آتشگاه:
زمان ساخت بنا را قدیم تر از عصر ساسانیان می دانند. مطالعات مؤسسه (ایزمنو IZMEO) قدمت بنای آتشگاه را به دوران تمدن عیلام و حکومتی می رساند که انزان نامیده می شده است. این نظر را مطالعات و پژوهش های انجام شده بر روی آتشکده های بر جای مانده از دوران ساسانی در نطنز و کاشان و یزد و آذربایجان و نائین تأیید میکنند چرا که در آن روزگاران آتشکده ها را بر روی کوه یا بر فراز تپه نمی ساختند بلکه آتشکده ها در مکانهایی احداث می شدند که دسترسی به آنها آسان باشد بنابراین می توان با قاطعیت آتشگاه اصفهان را نشانه ای از حضور تمدن های قدیم تر از ساسانی و سلسله های قبل از آن به شمار آورد.
از آنجا که سازه بنای آتشگاه از خشت و گل است طبعاً در برابر عوارض طبیعی آسیب پذیر بوده و دچار ضایعات فراوانی شده است که عملیات استحکام بخشی و مرمتی بر روی آن انجام شده است.

خشت
هایی که در ساختمان این آتشکده به کار رفته است، از نظر اندازه بسیار
قابل توجه هستند. ساسانیان در آثار خود بسیار کم از خشت های خام با ابعاد
بزرگ استفاده می کردند و معمولا سعی به بنای بناهایی با سنگ و خشت های خام
بعنوان دیواره ها در ابعاد کوچک می نمودند، اما در آتشگاه این سنت معماری
ساسانی تغییر کرده و در ساخت آن از خشت های خام بزرگی استفاده کرده اند.
برخی از این خشت های خام طولی40 سانتیمتری و ضخامتی 14 سانتی متری دارند.
همین سنت شکنی، سبب شده که گروهی از باستان شناسان قدمت این بنا را بسیار
فراتر از عصر ساسانی و آن را مربوط به تمدن عیلامی بدانند که بیشتر از
اینگونه خشت های خام برای ساخت بناهای خود بهره می بردند که البته هنوز این
نظریه اثبات نشده است.
رکت
و آبادانی به ارمغان می آورد همچنان از بالای عصای این پیر ساسانی قابل
دیدن است. کسی چه می داند شاید تنها بارقه امید، پیر ساسانی همین است که
شاید روزی سواری نیک اندیش از جانب شهر بیاید تا برایش پیامی آورد که ای
پیر، شادمان باش که مردمان از خواب برخاسته اند و برای درمان زخمهای کهنه
وارد شده بر پیکره ات که کماکان توسط تازیانه تغییر پی در پی آب و هوا بر
پیکره نحیفت وارد می شود، می خواهند دکتر و درمان بیاورند. هر چند روزگاری
این اتفاق افتاد و پیرمرد شادمان گشت، اما سواران برای درمان نیامده
بودند، آمده بودند که بخشی از چهره پیرمرد را خراش بدهند و با بنای مخزن
آب بی هویت و بسیار کریه منظری، برای دوره ای کوتاه به مردم خوش خدمتی
نمایند و بی توجه از کنار این پیرساسانی گذشته و شاید در ذهن به او ناسزا
گفته اند که کاش نبودی و ما مخزن را در جایگاه تو می ساختیم تا هم همگان
خوش خدمتی ما را ببینند و هم دیگر کسی از این بالا تابلوی زیبای اصفهان و
زاینده رودش را نبیند.
در بینش اشوزرتشت خداوند را باید در روشنایی جستجو کرد پس هر زرتشتی به هنگام نیایش رو به سوی روشنایی می کند، هرگونه روشنایی درنماز تفاوتی ندارد . نور خورشید ، ماه ، چراغ که یکی از آنها نیز می تواند روشنایی آتش باشد . از سوی دیگر ایرانیان باستان ، آتش را نماد موجودیت خود یا نمادی از هویت ملی خودیا اجاق می دانستند و به آن افتخار می کردند زیرا آتش از بین برندة ناپاکی ها و روشن کنندة تاریکی ها است ، گرما و انرژی آتش چرخ های صنعت و پیشرفت را به چرخش می آورد و آتش درونی انسان اندیشه او را به خـردِ بی پایان اهورایی پیوند میدهد ، پس زرتشتیان به پیروی از نیاکان خود همچنان آتش را در آتشکده ها پرستاری می کنند تا یادآور پویایی روشنایی در هستی باشد .زرتشتیان آتشکده ها را درِمهر یعنی راه ورود مهربانی ها می دانند ومحلی است برای پیمان بستن دو دلداده چون پاک وبی آلایش می دانند.