ارگ بم( قبل از زلزله)
گوشه چشم بــگردان و مـــــــــــقدر گردان
ما که هـــــــــستیم در این دایره ی سرگردان؟!
دور گـــــــردید و به ما جرات مستی نرسید
چه بگـــــــوییم به این ساقی ساغر گردان
این دعاییست که رندی به من آموخته است
بار مــــــــــــا را نه بیفزا ! نه سبکتر گردان!
غنچه ای را که به پژمرده شدن محکومست
تا شــــــــــــکوفا نشده بشکن و پرپر گردان
من کــجا بیشتر از حق خودم خواسته ام ؟
مرگ حـــــــــق است به من حق مرا برگردان !
بر گرفته ازhttp://tety.blogfa.com/

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 12:1 توسط داریوش
|
در بینش اشوزرتشت خداوند را باید در روشنایی جستجو کرد پس هر زرتشتی به هنگام نیایش رو به سوی روشنایی می کند، هرگونه روشنایی درنماز تفاوتی ندارد . نور خورشید ، ماه ، چراغ که یکی از آنها نیز می تواند روشنایی آتش باشد . از سوی دیگر ایرانیان باستان ، آتش را نماد موجودیت خود یا نمادی از هویت ملی خودیا اجاق می دانستند و به آن افتخار می کردند زیرا آتش از بین برندة ناپاکی ها و روشن کنندة تاریکی ها است ، گرما و انرژی آتش چرخ های صنعت و پیشرفت را به چرخش می آورد و آتش درونی انسان اندیشه او را به خـردِ بی پایان اهورایی پیوند میدهد ، پس زرتشتیان به پیروی از نیاکان خود همچنان آتش را در آتشکده ها پرستاری می کنند تا یادآور پویایی روشنایی در هستی باشد .زرتشتیان آتشکده ها را درِمهر یعنی راه ورود مهربانی ها می دانند ومحلی است برای پیمان بستن دو دلداده چون پاک وبی آلایش می دانند.