دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ
  برگرفته از امرداد
 
فرانک کوشکی :
جشن سده یکی از بزرگ‌ترین جشن‌هایی است که ایرانیان آن را همواره گرامی می‌داشتند، این جشن پس از اسلام هم برگزار می‌شد، همچنان‌که این جشن در زمان مردآویج در سال 323 هجری در اصفهان باشکوه بسیاری برگزار شد و یا چنانکه در تاریخ بیهقی آمده است جشن سده‌ای که در زمان سلطان مسعود غزنوی در سال 430 هجری برگزار شد بسیار باشکوه بوده است  .
 شوند پیدایش این جشن بسیار گوناگون می‌باشد چنانکه بنابر شاهنامه فردوسی این روز برابر با روزی است که هوشنگ آتش را یافت. هوشنگ که روزی با گروهی از یارانش در دشت می‌گشت به ماری سیاه و دراز برخورد کرد، هوشنگ سنگی را برداشت تا مار را بکشد اما از برخورد سنگ پرتاب شده با سنگی که در نزدیکی مار بود، جرقه ای از آتش به وجود آمد:
برآمد به سنگ گران سنگ خرد                       هم آن و هم این سنگ بشکست خرد
فروغی پدید آمد از هر دو سنگ                      دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ
هوشنگ پس از این رویداد جشنی بزرگ برای سپاس از یزدان به شوند یافتن آتش برپاکرد، او آتشی بزرگ را برافروخت و نام آن جشن را، سده نهاد:
شب آمد برافروخت آتش چو کوه                               همان شاه در گرد او با گروه
یکی جشن کرد آن شب و باده خورد                          سده نام آن جشن فرخنده کرد              
 این تنها یکی از شوندهای برپایی این جشن است. در سرچشمه‌های گوناگون و به باور ایرانیان کهن نوشته‌اند، چون در این روز شمار فرزندان مشی و مشیانه ، به صد رسید از این رو آن را سده گویند.
ابوریحان بیرونی در کتاب خود، آثار الباقیه می‌نویسد: «سده،آبان روز است از بهمن ماه و آن دهم باشد و اندر شبش که روز دهم است و میان روز یازدهم آتش افروزند و شادی کنند و سببش آن است که تا نوروز پنجاه روز و پنجاه شب است و نیز گفته‌اند که از فرزندان پدر نخستین صد تن شدند. اما سبب آتش کردن آن است که بیوراسب (ضحاک) توزیع کرده بود بر مملکت خویش هر روز دو مرد تا مغزشان بدان مارها  دهند که برکتف‌های او بود، او را وزیری بود نام او رمائیل نیکدل و نیک کردار و از آن دو تن یکی یله کردی و پنهان او را به دماوند فرستادی و چون فریدون او را بگرفت سرزنش کرد و این رمائیل گفت توانایی من آن بود که از دو کشته یکی را برهانیدی و جمله ایشان در پس کوهند . با وی سواران فرستاد تا به دعوی نگرند و رمائیل کسی را پیش فرستاد و بفرمود هر کسی بر بام خویش آتش افروزد زیرا که شب بود (و به این ترتیب افراد رها شده از مرگ نمایان شدند)، پس  فریدون او را آزاد کرد و مسمغان نام کرد . پیش از سده روزی است که آن را برسده گویند و نیز نوسده گویند و از حقیقت آن چیزی ندانستم.»
شوند دیگری که در این باره گفته می‌شود این‌است که ایزد رپیتون در آبان ماه به زیر زمین می‌رود تا زمین را برای روییدن دوباره گیاهان و نباتات گرم نگه دارد و دوباره یکم فروردین به روی زمین باز می‌گردد از این رو این ایزد در گذشته نه چندان دور بسیار اهمیت داشت و برای این ایزد جشن‌ها و آیین‌های ویژه‌ای برگزار می‌شد. اگر که ما صد روز پس از به زیر زمین رفتن این ایزد را شماره کنیم، روز جشن سده خواهد بود. در اصل جشن سده، ایزد رپیتون را به آتش پیوند می‌دهد و ریشه‌ی این جشن در روز آبان و بهمن ماه است. در گذشته، در برخی از روستاهای زرتشتی‌نشین در اشتاد روز و آذر ماه جشنی به شوند اینکه صد روز پیش از بازگشت ایزد رپیتون است، برگزار می‌شد که هیرومبا نامیده می‌شد و هنگامی که این جشن گرفته می‌شد دیگر جشن سده برگزار نمی‌شد یا برعکس. همین را می‌توان در کرمان باستان نیز دید چرا که آنها جشن  هیرومبا را نمی‌گرفتند و به جای آن جشن سده را برگزار می‌کردند، یعنی صد روز پس از به زیر زمین رفتن ایزد رپیتون .
از جشن سده در سروده‌های سرایندگان گوناگون پارسی یاد شده است چنانکه خاقانی شروانی می‌سراید:
بگـذار آتش سده در جـان مـا زند                             این هجر کافر تو که آفت رسان ماست
ویا فرخی سیستانی درباره سده می‌سراید:
 از پـی تهنیت روز نوآمـد بـرشـاه                              سده‌ی فـرخ روز دهم بهمن مــاه   
به‌خبردادن نوروز نگارین‌سوی میر                              سیصد‌و‌شصت‌شبانروز همی تاخت‌به‌راه
و یا منوچهری در قصیده‌ای می‌گوید:
آمـد ای سید احرار شب جشـن سده                       شب جشـن سده را حرمت بسیار بود
بر فروز آتش‌ برزین ‌که ‌در ‌ا‌ین ‌ماه ‌بسی                      آذر برزیـن پیغمبر آزار بود      
آتش و آیین‌های مرتبط با آن در دین زرتشتی و ایران باستان از ارزش ویژه‌ای برخوردار بوده و هست . چون نظر به اینکه در دین زرتشتی هر چیز نیکویی باید گرامی داشته شود و نیز به شوند آنکه آتش بخششی است که از سوی اهورامزدا به انسان داده شده پس زرتشتیان آن را ارمغانی از سوی ایزد یکتا می‌دانند که باید آن را گرامی و بزرگداشت. زرتشتیان به این آخشیج (:عنصر) که یکی از چهار آخشیج  می‌باشد و نیز به فرشته نگاهبان آن «آتر»، در اوستایی «آترس» و در فارسی «آذر» می‌گویند. آتش یکی از بخشش‌هایی است که از برای سود و بهره آدمی  از جهان مینوی به  جهان مادی فرستاده شده پس باید از آسیب رساندن  به آن خودداری شود . در یسنای 17 بند 11پنج نوع آتش نام برده شده که به هر یک جداگانه درود فرستاده می‌شود. در فصل 17 کتاب بندهش نیز از این پنج آتش نام برده شده است.
در اوستای آتش نیایش می‌خوانیم: «نمه سته. آترش . مزداو . اهورهه . هوداو مزیشته . یزه ته: نماز به تو ای آتش، ای آفریده نیک مزدا اهورا و ای بزرگترین ایزد» . در جایی دیگر از همین اوستا از این ایزد، آرامش، روزی فراوان، پارسایی کامل، شیرینی زبان،  روان آگاه، خرد بزرگ و بهشت روشن خواسته شده است.
پس بی جهت نخواهد بود که جشن سده، جشنی که در آن آتش برای نخستین بار توسط آدمیان یافت شد این‌گونه در نزد زرتشتیان و ایرانیان باستان، بزرگ و گرامی بوده و هست.
امروزه نیز این جشن همچون گذشته توسط زرتشتیان با آیین‌های  ویژه‌ای برگزار می‌شود. موبدان در هنگام پایین رفتن (:غروب) خورشید در حالیکه لباسی یکدست سپید بر تن و آتشدانی بر دست دارند و اوستای آتش نیایش زمزمه می‌کنند، گرد هیمه‌ای که در میان جوانانی یکدست  سپید پوش  قرار دارد، می‌گردند و پس از چندی آن را می‌افروزند.
 در گذشته نه چندان دور هر یک از مردم شاخه‌ای یا هیزمی می‌آوردند تا این‌گونه با دیگر همکیشان در این کار بس نیکو و ارجمند، همازور و هم بهره شوند که این آیین زیبا همچنان در روستای شریف آباد در هنگام هیرومبا دیده می‌شود، البته نمی‌توان انتظار انجام این کار نیک و پسندیده را در شهری همچون تهران داشت ولی نباید از این نکته نیز غافل شد که می‌توان این کار را به شکل‌های دیگری نیز انجام داد تا همگی با هم در این‌گونه جشن‌ها هم بهره و هم بسته شویم.
به هر روی شوند برگزاری این جشن هر چه که باشد این نکته در خور توجه است که این جشن یادگاری است بس ارزشمند از نیاکانمان و گوشه‌ای است از فرهنگ و شناسه‌ی ما.