منارهها، بام شهرهاي باستاني
|
||
|
|
||
| سليمان لطفينيا : | ||
|
منارهها
كاربردهاي گوناگوني دارند كه بسياري از آنها هنوز ناشناخته ماندهاند. در
اينكه منارهها كاربردهاي گوناگوني داشتهاند جاي هيچ گماني نيست.
از كاربردهاي منارهها ميتوان، «برج ديدباني»، «بناي يادبود»، «منارهاي براي نيايشگاهها و مساجد»، «جايي براي سخنراني»، «ميل راهنما» و ... را نام برد. جاي داشتن بسياري از منارهها در كنار كوهها و بلنديها كاربري آنها را پيچيدهتر ميكند. همچنين زيبايي و ظرافتي كه در ساخت آنها بهكار رفته است، بر ارزش آنها ميافزايد. منارهها را ميتوان در جايجاي ايران ديد، وجهمشترك همهي آنها بلند بودنشان است، وگرنه از نگاه معماري و مصالح بهكار رفته با يكديگر تفاوتهاي چشمگيري دارند. بيگمان ميتوان براي بسياري از منارهها كاربردهاي ديني و آييني هم پيدا كرد. ![]() يكي از اين منارهها در شهر خرمآباد- استان لرستان، است. اين سازهي آجري بر سر راه جنوب جاي دارد و گويا شهر كهن «شاپورخواست» دركنار همين مناره بوده است. ديرينگي اين سازه را ١٠٠٠ سال ميگويند، يعني در روزگاري كه شهر شاپورخواست در اوج شكوه بوده است. منارهي آجري همانگونه كه از نامش پيداست، از آجر ساخته شده است. بلنداي آن ٣٠ متر است كه باد و باران در سدههاي گوناگون، از بلنداي آن كاسته است. ![]() قطر مناره ٥/٥ متر است و روي پايهاي سنگي و چهار گوش جاي گرفته است. ٩٩ پله براي رفتن به بام اين مناره ساخته شده است و از بام آن ميتوان به آساني تا دوردستها را ديد. در همهي مناره تنها سه دريچه بزرگ وجود دارد، يكي براي رفتن به درون آن و دوتاي ديگر در بلنديهاي گوناگون و رو به شمال و جنوب. همچنين شكافهاي كوچكي نيز در سراسر برج ساخته شده است. اين ميل تنها يككيلومتر با «سنگنوشته» فاصله دارد. چند سال پيش و در هنگام ساخت زيرگذر ميدان شقايق، كه درست از كنار مناره ميگذرد، بسياري از بوميان، از پيدا شدن تونلي چهارگوش در هنگام خاكبرداري خبر دادند. اين تونل به گونهاي بوده كه از مناره به سوي دژ «فلكالافلاك» كشيده شده است. شايد بتوان با كاوش بيشتر به ناگفتههاي بسياري دربارهي اين مناره و دژ نامدار فلكالافلاك دست پيدا كرد. خوشبختانه منارهي آجري يكي از سازههايي است كه هنوز بيآسيب ماند است و سالها پيش با شمارهي ١٩٣٠ در سياههي، برجايماندههاي ملي نيز ثبت شده است. اما نگاه بسياري به آن، تنها يك ميل ساده و خشتي است كه از گذشتهها برجاي مانده است و چندان در نگهداري آن كوشش نميشود. ![]() دريچهاي كه رو به جنوب است ![]() نماي آجري مناره ![]() پايهي سنگي مناره ![]() دريچه ديدبان مناره |
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 11:23 توسط داریوش
|






در بینش اشوزرتشت خداوند را باید در روشنایی جستجو کرد پس هر زرتشتی به هنگام نیایش رو به سوی روشنایی می کند، هرگونه روشنایی درنماز تفاوتی ندارد . نور خورشید ، ماه ، چراغ که یکی از آنها نیز می تواند روشنایی آتش باشد . از سوی دیگر ایرانیان باستان ، آتش را نماد موجودیت خود یا نمادی از هویت ملی خودیا اجاق می دانستند و به آن افتخار می کردند زیرا آتش از بین برندة ناپاکی ها و روشن کنندة تاریکی ها است ، گرما و انرژی آتش چرخ های صنعت و پیشرفت را به چرخش می آورد و آتش درونی انسان اندیشه او را به خـردِ بی پایان اهورایی پیوند میدهد ، پس زرتشتیان به پیروی از نیاکان خود همچنان آتش را در آتشکده ها پرستاری می کنند تا یادآور پویایی روشنایی در هستی باشد .زرتشتیان آتشکده ها را درِمهر یعنی راه ورود مهربانی ها می دانند ومحلی است برای پیمان بستن دو دلداده چون پاک وبی آلایش می دانند.