نوروزنامه و خیام
نوروزنامه و خیام
به
بهانه ثبت ملی تقویم جلالی وارج گذاشتن به خدمات عمر خیام به علم وفرهنگ
جهان، وقت را مناسب شمرده و کنکاشی در آثار عمر خیام بعمل آوردم.
ترکیب طبایع چو به کام تو دمی است رو شاد بزی اگرچه برتو ستمی است
با اهل خرد باش که اصل تن تو گردی و نسیمی و شراری و دمی است
طنز گونه ای که شاید منسوب به خیام نباشد بیان می شود شاید دلیلی باشد که خیام یکی از نماد های شادی در فرهنگ ایران زمین است
"روزی کسی به خیام خردمند ، که دوران کهنسالی را پشت سر می گذاشت گفت: شما به یاد دارید دقیقا پدر بزرگ من ، چه زمانی درگذشت
خیام پرسید : این پرسش برای چیست ؟
آن جوان گفت: من تاریخ درگذشت همه خویشانم را بدست آورده ام و می خواهم روز وفات آنها بروم گورستان و برایشان دعا کنم و خیرات دهم و خیام خندید و گفت: آدم بدبختی هستی! خداوند تو را فرستاده تا شادی بیافرینی و دست زندگان و مستمندان را بگیری تا نمیرند تو به دنبال مردگانت هستی!!
اندیشمندی ایرانی می گوید: کاویدن در غم ها ما را به خوشبختی نمی رساند و هم او در جایی دیگر می گوید: آنکه ترانه زاری کشت می کند، تباهیدن زندگی اش را برداشت می کند. امیدوارم همه ما ارزش زندگی را بدانیم، درگذشته ها را پاس بداریم و برای شادی هم بکوشیم.
خورشید به گل نهفت می نتوانم و اسرار زمانه گفت می نتوان
از بحر تفکر سر برآورد خرد دری که ز بیم سفت مینتوانم
نوروز نامه کتابی در بیان اسباب پیدایش جشن نوروز و کشف حقیقت آن و این که کدام یک از شاهان واضع جشن نوروز بوده و آیین آن و آداب پادشاهان ساسانی در این باب و مطالب گوناگون دیگری آمده است. این کتاب اگرچه صرفا یک کتاب علمی نیست اما توضیحاتی در مورد تقویم ، کبیسه ها و دیگر زمینه های نجومی در آن وجود دارد که ارزش این کتاب را بسیار بالا می برد و بایستی نوشته مردی بزرگ ، دانشمند و آزاده باشد.
نوروزنامه مشهورترین اثر فارسی به نثر حدود سال 495 هجری قمری نوشته شده است. جملاتی کوتاه، ساده و روشن دارد، در آن، لفظ و معنا سهمی به طور تقریبی مساوی دارند؛ دستورمند و دارای نظم معنوی است، ترکیبهای تازه و شیوه بیانی ادیبانه دارد؛ ضمن آنکه کلماتی فصیح و خوش آهنگِ بسیاری در آن نشستهاند؛ مترادفها، توضیحات کلی، آرایههای لفظی و معنوی و سجع در آن جایی ندارند و پیچیدگیهای معنایی و واژههای عربی کمتری بدان راه یافتهاند.
برخی احتمال می دهند که نوروز نامه را شخص دیگری به اقتباس از خیام نوشته (زیرا رساله ی ناقص دیگری نیز درباره نوروز در آثار خیام وجود دارد) اما تمامی شواهد تاریخی حاکی از آن است که نوروز نامه را خود خیام نوشته است در پیشگفتار کتاب این دلایل به تفضیل توضیح داده شده است .
نوروزنامه منسوب به شاعر گرانمایه و عالیقدر ایران خیام است. حکیم ابوالفتح عیاثالدین عمربن ابراهیم خیام در ریاضیات و نجوم و فلسفه استاد و سرآمد فضلای مبرز و حکمای مسلم عصر بوده است و در شمار بزرگترین شعرا و نویسندگان ایران قرار دارد. وی به قرائن، در حدود 407 به دنیا آمده و در سال 517 در نیشابور درگذشته است. خیام در سال 467 به اصلاح و تعدیل تقویم فارسی مبادرت ورزیده و درستترین روش گاهشماری را بنیاد نهاده است.
خیام در این کتاب به پیدایش و برپایی بزرگترین جشن ایرانیان، یعنی نوروز و آیینهای آن میپردازد. خیام با توجه به شناختی هم که از اوضاع فکری، اجتماعی و سیاسی روزگار خود داشته، در کنار طرح مطالب علمی، برخی مسایل فرهنگی، هنری و اجتماعی را مورد توجه قرار داده است . خیام که نام و آوازهاش را مدیون رباعیهای خود و اندیشههای دیگرگون جاری در این طرحی دیگر درانداخته است برای نخستین بار در نوروزنامه، خیام با بهرهگیری از حکایات به گزارشهای خود رنگ تازهای میبخشد خیام از جمشید بهعنوان نخستین فردی که انگشتری به دست کرد، نام میبرد. از ارزشها و نیکوییهای بسیار انگشتر در این بخش یاد شده است. همپای اسطوره و افسانه، اهمیت انگشتر به گونهای است که حتی از دست رفتن ملک سلیمان به زمان بیانگشتری سلیمان بازمیگردد. نکته جالب در اینجا، اهمیت مهر انگشتر است
و با دیدگاهی سراسر متفاوت، نه تنها به شرح چگونگی و پیدایش نوروز باستانی پرداخته است، بلکه از دریچه فرهنگ و با توسل به اسطورهها، به شرح آیین پادشاهان ایران و موارد دیگری همچون دفین (گنج)، انگشتری، خوید، اسپ، باز، زر، روی نیکو و از این دست پرداخته است. نخستین بار بهسعی و تصحیح مجتبی مینوی، و همکاری صادق هدایت، در سال 1312 به چاپ رسیده است ،بعد از وی علی حصوری این کتاب را در سال های 43 و 57 به چاپ رساند .
نمونه ای از نوشته نوروز نامه: " چون از پادشاهی گشتاسب سی سال بگذشت، زردشت بیرون آمد و دین گبری آورد و گشتاسب دین او بپذیرفت و بر آن می[رفت] و از گاه جشن آفریدون تا این وقت نهصد و چهل سال گذشته بود و آفتاب نوبت خویش به عقرب آورد. گشتاسب بفرمود تا کبیسه کردند."
خیام منجم بود و تقویم امروز ایرانی، حاصل محاسباتی است که او و عده ای از دانشمندانی دیگر، در زمان جلال الدین ملک شاه سلجوقی انجام دادند و به نام وی تقویم جلالی خوانده می شود. خیام در باب چگونگی محاسبات نجومی خود رساله ای نیز نوشته است. وی علاوه بر ریاضی و نجوم، متبحر در فلسفه، تاریخ جهان، زبان شناسی و فقه نیز بود. علوم و فلسفه یونان را تدریس می کرد و دانشجویان را به ورزش جسمانی و پرورش نفس تشویق می کرد. از همین رو، بسیاری از صوفیان و عارفان زمان او را به خود نزدیک می یافته اند.
هان کوزه گر!بپای اگر هشیاری تا چند کنی برکل مردم خواری
انگشت فریدون وکف کیخسرو بر چرخ نهاده ای چه می پنداری
در این زمینه بخوانید:
روز بزرگداشت خیام (به مناسبت 28 اردیبهشت)
ترکیب طبایع چو به کام تو دمی است رو شاد بزی اگرچه برتو ستمی است
با اهل خرد باش که اصل تن تو گردی و نسیمی و شراری و دمی است
طنز گونه ای که شاید منسوب به خیام نباشد بیان می شود شاید دلیلی باشد که خیام یکی از نماد های شادی در فرهنگ ایران زمین است
"روزی کسی به خیام خردمند ، که دوران کهنسالی را پشت سر می گذاشت گفت: شما به یاد دارید دقیقا پدر بزرگ من ، چه زمانی درگذشت
خیام پرسید : این پرسش برای چیست ؟
آن جوان گفت: من تاریخ درگذشت همه خویشانم را بدست آورده ام و می خواهم روز وفات آنها بروم گورستان و برایشان دعا کنم و خیرات دهم و خیام خندید و گفت: آدم بدبختی هستی! خداوند تو را فرستاده تا شادی بیافرینی و دست زندگان و مستمندان را بگیری تا نمیرند تو به دنبال مردگانت هستی!!
اندیشمندی ایرانی می گوید: کاویدن در غم ها ما را به خوشبختی نمی رساند و هم او در جایی دیگر می گوید: آنکه ترانه زاری کشت می کند، تباهیدن زندگی اش را برداشت می کند. امیدوارم همه ما ارزش زندگی را بدانیم، درگذشته ها را پاس بداریم و برای شادی هم بکوشیم.
خورشید به گل نهفت می نتوانم و اسرار زمانه گفت می نتوان
از بحر تفکر سر برآورد خرد دری که ز بیم سفت مینتوانم
نوروز نامه کتابی در بیان اسباب پیدایش جشن نوروز و کشف حقیقت آن و این که کدام یک از شاهان واضع جشن نوروز بوده و آیین آن و آداب پادشاهان ساسانی در این باب و مطالب گوناگون دیگری آمده است. این کتاب اگرچه صرفا یک کتاب علمی نیست اما توضیحاتی در مورد تقویم ، کبیسه ها و دیگر زمینه های نجومی در آن وجود دارد که ارزش این کتاب را بسیار بالا می برد و بایستی نوشته مردی بزرگ ، دانشمند و آزاده باشد.
نوروزنامه مشهورترین اثر فارسی به نثر حدود سال 495 هجری قمری نوشته شده است. جملاتی کوتاه، ساده و روشن دارد، در آن، لفظ و معنا سهمی به طور تقریبی مساوی دارند؛ دستورمند و دارای نظم معنوی است، ترکیبهای تازه و شیوه بیانی ادیبانه دارد؛ ضمن آنکه کلماتی فصیح و خوش آهنگِ بسیاری در آن نشستهاند؛ مترادفها، توضیحات کلی، آرایههای لفظی و معنوی و سجع در آن جایی ندارند و پیچیدگیهای معنایی و واژههای عربی کمتری بدان راه یافتهاند.
برخی احتمال می دهند که نوروز نامه را شخص دیگری به اقتباس از خیام نوشته (زیرا رساله ی ناقص دیگری نیز درباره نوروز در آثار خیام وجود دارد) اما تمامی شواهد تاریخی حاکی از آن است که نوروز نامه را خود خیام نوشته است در پیشگفتار کتاب این دلایل به تفضیل توضیح داده شده است .
نوروزنامه منسوب به شاعر گرانمایه و عالیقدر ایران خیام است. حکیم ابوالفتح عیاثالدین عمربن ابراهیم خیام در ریاضیات و نجوم و فلسفه استاد و سرآمد فضلای مبرز و حکمای مسلم عصر بوده است و در شمار بزرگترین شعرا و نویسندگان ایران قرار دارد. وی به قرائن، در حدود 407 به دنیا آمده و در سال 517 در نیشابور درگذشته است. خیام در سال 467 به اصلاح و تعدیل تقویم فارسی مبادرت ورزیده و درستترین روش گاهشماری را بنیاد نهاده است.
خیام در این کتاب به پیدایش و برپایی بزرگترین جشن ایرانیان، یعنی نوروز و آیینهای آن میپردازد. خیام با توجه به شناختی هم که از اوضاع فکری، اجتماعی و سیاسی روزگار خود داشته، در کنار طرح مطالب علمی، برخی مسایل فرهنگی، هنری و اجتماعی را مورد توجه قرار داده است . خیام که نام و آوازهاش را مدیون رباعیهای خود و اندیشههای دیگرگون جاری در این طرحی دیگر درانداخته است برای نخستین بار در نوروزنامه، خیام با بهرهگیری از حکایات به گزارشهای خود رنگ تازهای میبخشد خیام از جمشید بهعنوان نخستین فردی که انگشتری به دست کرد، نام میبرد. از ارزشها و نیکوییهای بسیار انگشتر در این بخش یاد شده است. همپای اسطوره و افسانه، اهمیت انگشتر به گونهای است که حتی از دست رفتن ملک سلیمان به زمان بیانگشتری سلیمان بازمیگردد. نکته جالب در اینجا، اهمیت مهر انگشتر است
و با دیدگاهی سراسر متفاوت، نه تنها به شرح چگونگی و پیدایش نوروز باستانی پرداخته است، بلکه از دریچه فرهنگ و با توسل به اسطورهها، به شرح آیین پادشاهان ایران و موارد دیگری همچون دفین (گنج)، انگشتری، خوید، اسپ، باز، زر، روی نیکو و از این دست پرداخته است. نخستین بار بهسعی و تصحیح مجتبی مینوی، و همکاری صادق هدایت، در سال 1312 به چاپ رسیده است ،بعد از وی علی حصوری این کتاب را در سال های 43 و 57 به چاپ رساند .
نمونه ای از نوشته نوروز نامه: " چون از پادشاهی گشتاسب سی سال بگذشت، زردشت بیرون آمد و دین گبری آورد و گشتاسب دین او بپذیرفت و بر آن می[رفت] و از گاه جشن آفریدون تا این وقت نهصد و چهل سال گذشته بود و آفتاب نوبت خویش به عقرب آورد. گشتاسب بفرمود تا کبیسه کردند."
خیام منجم بود و تقویم امروز ایرانی، حاصل محاسباتی است که او و عده ای از دانشمندانی دیگر، در زمان جلال الدین ملک شاه سلجوقی انجام دادند و به نام وی تقویم جلالی خوانده می شود. خیام در باب چگونگی محاسبات نجومی خود رساله ای نیز نوشته است. وی علاوه بر ریاضی و نجوم، متبحر در فلسفه، تاریخ جهان، زبان شناسی و فقه نیز بود. علوم و فلسفه یونان را تدریس می کرد و دانشجویان را به ورزش جسمانی و پرورش نفس تشویق می کرد. از همین رو، بسیاری از صوفیان و عارفان زمان او را به خود نزدیک می یافته اند.
هان کوزه گر!بپای اگر هشیاری تا چند کنی برکل مردم خواری
انگشت فریدون وکف کیخسرو بر چرخ نهاده ای چه می پنداری
در این زمینه بخوانید:
روز بزرگداشت خیام (به مناسبت 28 اردیبهشت)
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 9:30 توسط داریوش
|
در بینش اشوزرتشت خداوند را باید در روشنایی جستجو کرد پس هر زرتشتی به هنگام نیایش رو به سوی روشنایی می کند، هرگونه روشنایی درنماز تفاوتی ندارد . نور خورشید ، ماه ، چراغ که یکی از آنها نیز می تواند روشنایی آتش باشد . از سوی دیگر ایرانیان باستان ، آتش را نماد موجودیت خود یا نمادی از هویت ملی خودیا اجاق می دانستند و به آن افتخار می کردند زیرا آتش از بین برندة ناپاکی ها و روشن کنندة تاریکی ها است ، گرما و انرژی آتش چرخ های صنعت و پیشرفت را به چرخش می آورد و آتش درونی انسان اندیشه او را به خـردِ بی پایان اهورایی پیوند میدهد ، پس زرتشتیان به پیروی از نیاکان خود همچنان آتش را در آتشکده ها پرستاری می کنند تا یادآور پویایی روشنایی در هستی باشد .زرتشتیان آتشکده ها را درِمهر یعنی راه ورود مهربانی ها می دانند ومحلی است برای پیمان بستن دو دلداده چون پاک وبی آلایش می دانند.